2 . ابو بكر و عمر به علت تعدد مصاحف كه نتيجهء تعدد كاتبان وحى بود به گزينش مصحف عثمان و بخشى از نسخ ديگر اقدام نمودند و باقى مصاحف را جمع كردند و در ديگى پر از آب داغ پختند . - و مىگويد : - اگر مصاحف يكسان بود ، هرگز مرتكب چنين كار زشتى - كه سبب اتهام آنان شده است - نمىشدند .
3 . مدح اهل بيت و نفرين بر منافقين و بنى اميه به تصريح و تلويح در مصاحف آمده بود [ ولى ] آنان براى پوشيدن رسوايىهاى خود و از روى حسادت به عترت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين گونه آيات را ساقط كردند .
4 . ثقهء جليل ، على بن طاووس رحمه اللّه در كتاب سعد السعود از محمد بن بحر رهنى - از علماى بزرگ عامه - ياد كرده است كه چگونه مصاحفى كه عثمان به شهرها گسيل داشته بود - با آنكه همهء آنها به خط عثمان بود - متفاوت بوده و كلمات و حروف آن همخوانى نداشته است ؟ - و مىگويد : - اگر مصاحفى كه عثمان به خط خويش نگاشته ، چنين بوده است ، وضعيت مصاحف ديگر نويسندگان وحى و تابعان آنان پيداست .
بدين ترتيب ، قرآن در دورهء دوم كه زمان « قرّاء » است دچار تحريف شده است ؛ زيرا مصحفى كه به دست ايشان رسيده ، بدون نقطه و اعراب بوده است ؛ همانگونه كه مصاحفى كه به دست على عليه السّلام و اولاد معصوم او نگاشته شده ، چنين است . من بعضى از آنها را در كتابخانهء امام رضا عليه السّلام ديدهام .
بارى ، مصاحفى كه به دست قراء رسيد عارى از اعراب و نقطه بود ، لذا طبق قوانين پراكندهء خود و منطبق با آراءشان در لغت و عربيت ، در اعراب ، نقطهگذارى و ادغام و اماله و . . . تصرّف نمودند . . . » . « 1 »
خلط و آشفتگى در اين كلام چنان آشكار است كه ما را از زحمت جستجو بىنياز مىسازد . ميزان آگاهى او نسبت به تاريخ گردآورى قرآن ، چنان اندك است كه چنين مىگويد : « چون على عليه السّلام مصحف خود را نزد قوم آورد ، عمر برخاست و گفت :
مصحف عثمان ما را بس ؟ » در حالىكه مصحف عثمان در آن روز وجود نداشت .
هامش
( 1 ) . منبع الحياة ، چاپ بغداد ، ص 70 - 68 و چاپ بيروت - همراه با كتاب « الشهاب الثاقب » فيض كاشانى - ص 69 - 66 .