آوردن او بر آنان نمىشود .
افزون بر اين ، سند اين روايت پيراسته نيست . حاكم مىگويد : « اين حديث بسيار غريب است و من در كتاب خود ، تنها همين يك روايت را از شهر آوردهام . مسلم و بخارى [ نيز ] به حديث او استناد نمىكردند » . « 1 » ابن حجر مىگويد : « شهر راستگو بود اما در روايتش بسيار دچار ارسال و خيالبافى گرديده است » . « 2 »
18 . افزايش يك حرف
ابن منذر از ابن عباس روايت مىكند كه مىخواند : « و لقد آتينا موسى و هارون الفرقان ضياء » « 3 » با حذف واو ؛ چون در قرائت مشهور « و ضياء » آمده است . به او نسبت دادهاند كه مىگفت : « واو » را از اين قسمت آيه حذف كنيد و به اول آيهء 173 سورهء آل عمران بيفزاييد ؛ يعنى « و الّذين قال لهم النّاس . . . » ؛ قرائت مشهور بدون واو است . « 4 » او مىپنداشت كه « ضياء » حال است از مفعول به ، يعنى فرقان ؛ و موصول در آيهء دوّم ، عطف است بر موصول در آيهء پيشين . ابن حجر مىگويد : « اين اسناد نيكويى است » . « 5 »
بايد دانست كه مقصود از فرو فرستادن فرقان يعنى تورات ، بر موسى و هارون عليهما السّلام دو چيز است : اول آنكه فارق بين حق و باطل در احكام شريعت است .
دوم آنكه نورى است كه زندگانى را روشنايى مىبخشد ؛ بنابراين اگر « ضياء » حال باشد ، فرقان در معناى دوم منحصر خواهد بود .
امّا موصول در آيهء 173 سورهء آل عمران نظير همهء موصولات در آيات پيشين آن - كه بدون واو عاطفه است - عطف بيان مىباشد . بسيار دور به نظر مىرسد كه رعايت وحدت اسلوب در كلام بليغ بر ابن عباس كه خود عالمى آگاه به قرآن و شيوهء كلام عرب است پوشيده مانده باشد ؛ بلكه قاطعانه انكار مىكنيم كه او معتقد بوده در ساختار قرآن در قرائت مشهورى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به تواتر ثابت شده است
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 249 و 256 .
( 2 ) . تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 355 ، شمارهء 112 .
( 3 ) . انبياء 21 : 48 .
( 4 ) . الدرّ المنثور ، ج 4 ، ص 320 .
( 5 ) . فتح البارى ، ج 8 ، ص 283 .