بگويد كه بر اختلاف و كاستى مصاحف - پس از يكدست شدن آنها - دلالت كند ؟
بارى ، اينها از جمله دروغهايى است كه برساختهاند و به ياران اهل بيت عليهم السّلام « 1 » نسبت دادهاند تا از مرتبه ايشان بكاهد ، هرچند قداست قرآن را لكهدار سازد .
16 . جابجايى يك كلمه
حاكم روايت كرده است كه عبد اللّه بن مسعود چنين قرائت مىكرد : « إنّي أنا الرزّاق ذو القوّة المتين » و مىگفت : « اين آيه را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر من خوانده است » « 2 » و اصل آيه چنين است :
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ »
« 3 » و شايد اين آيه بر ابن مسعود مشتبه شده است يا آن را بر مبناى نظر خود - كه تغيير لفظ مادامى كه به معنا صدمه نزند جايز است - تغيير داده است ؛ « 4 » اما اينكه عقيده داشته باشد كه متن قرآن در اصل چنين بوده است احتمال بعيدى است .
17 . افزايش يك كلمه
حاكم همچنين از شهر بن حوشب از اسماء روايت كرده كه گفت : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم چنين تلاوت مىفرمود :
« يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
« 5 » و لا يبالى ؛ اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد ، از رحمت خدا نوميد مشويد ؛ در حقيقت ، خدا همهء گناهان را مىآمرزد و او را باكى نيست » .
شايد كلمهء اضافى ( لا يبالى ) در آخر آيه ، از كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده كه آن را براى توضيح موضع خداوند در قبال بندگان توبهكار بيان داشته است ؛ زيرا خداوند آن قدر بر بندگان خود مهربان است كه از چيزى تحاشى ندارد و چيزى مانع رحمت
هامش
( 1 ) . حذيفه نخستين كسى است كه با دستهاى ديگر از نيكان صحابه در روز سقيفه براى يارى امير المؤمنين عليه السّلام و دفاع از حق او قيام نمود . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 51 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 234 و 249 .
( 3 ) . ذاريات 51 : 58 .
( 4 ) . ر . ك : التمهيد ، ج 1 ، ص 319 .
( 5 ) . زمر 39 : 53 .