تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

بررسى مسأله تشابه رخدادها در گذشته و حال

تشابه حوادث گذشته و حال به‌معناى تشابه در اصول فراگير حيات است ، نه در شيوه‌هاى زندگى ، كه بالطبع برحسب اختلاف جوامع بشرى در طول زمان ، گوناگون است . بارى شيوه‌هاى زندگى همگام با شرايط و امكانات كه به تناسب اوضاع و احوال هر عصر و دوره دگرگون مىشود ، تفاوت پيدا مىكند ؛ اما اصول و مقتضيات حيات ، مادامى كه طبق فطرت نخستين انسان و مقتضاى طبيعت ذاتى و اجتماعى او باشد اختلاف پيدا نمىكند ؛ زيرا چنين طبيعتى با گذشت زمان تغيير نمىكند . انسان با وجود فطرى خود ويژگىهايى ذاتى دارد كه از روز پا گذاشتن به عرصهء حيات همراه اوست و تا زمانى كه حيات او در كرهء خاكى ادامه دارد از او جداناپذير است . مقصود از اين ذاتيات صفات و غرايزى است كه از ذات و فطرت آدمى نشأت يافته است و مادامى كه ذات و فطرت در مسير زندگى همگام با آدمى است همراه اوست . انسان داراى غريزهء حبّ ذات است . اين غريزه همواره انسان را به جلب آنچه به نفع ذات او و همگون با فطرت اوست برمىانگيزد و او را وا مىدارد تا هرچه را به ضرر ذات اوست و با طبيعت او ناهمگون است طرد نمايد . به اين دليل گفته مىشود : انسان بر جلب منفعت و دفع ضرر از خود ، سرشته شده است . منشأ آن حبّ ذات است ؛ چون انسان به ذات خود خواسته‌هاى نفس خود را به طرف خود جلب مىكند و از ناهمگونىهاى ذات خود مىگريزد . اما از آنجا كه آدمى در حيات خود اجتماعى است ، اين كشش ذاتى - در آنجا كه منافع به هم برخورد كرده و مصالح فردى و اجتماعى درهم تنيده مىشود - باعث رقابت آنها در جلب منفعت و دفع ضرر و در نهايت موجب برخورد و درگيرى مىشود . فلاسفه از اين مسأله به تنازع براى بقا ياد كرده‌اند . از طرفى خداوند پيامبران را برانگيخت و شرايع را فرو فرستاد تا براى تصرفّات انسان حدود معقولى ترسيم كند و او را به سوى زندگى سعادتمندانه رهنمون گردد تا هركس به شرط آنكه مانع بهره بردن ديگران نشود از آنچه مىخواهد بهره برگيرد
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 153 | الشيخ محمد هادي معرفة / نصيرى