گمانش برگرفته از انجيل مسيح عليه السّلام است آغاز شده و در پى آن ، احوال حضرت را از زمان آمدن از ناصره بازگو مىكند ؛ سرآغاز انجيل لوقا با مطلبى است كه آشكارا ، بر اين حقيقت دلالت مىكند كه آن كتاب سيره است . لوقا در آغاز انجيل خود مىگويد : « چون بسيارى درباره امور يقينى به گردآورى سرگذشت پرداختهاند . . . ، من نيز مناسب چنان ديدم ؛ زيرا با دقت ، درباره تمام مطالب از آغاز ، تحقيق كرد [ ها ] م و مىخواهم همه را در پى يكديگر بنگارم » . آنگاه داستان مسيح را ياد مىكند ؛ يوحنا در انجيل خويش از خود شروع مىكند ؛ آنگاه به ظهور مسيح و ايمان به او مىپردازد . همه اينها اثبات مىكند كه اين اناجيل ، براى بيان هويت پيامبرى مسيح عليه السّلام نوشته شده است و اختلافها و بر ساختگىهايى كه در آن مشاهده مىشود يا ناشى از اشتباه كاتب است يا اختلاف راويان . « 1 » در اين صورت بر سر انجيلى كه بر مسيح عليه السّلام نازل شد چه آمد ؟ ظاهرا آنچه بر عيسى مسيح عليه السّلام نازل شد ، تعاليم و بشارتهايى بود كه حضرت در اثناى رسالت به مردم ابلاغ مىكردند و حواريان آنها را حفظ و براى ديگران نقل كردند . اين تعاليم در قالب اناجيل معروف ثبت شد .
استاد نجّار مىگويد : « آنچه از اناجيل امروزه در دست مردم باقىمانده است ، جملات و امثال و موعظههايى است كه از پندها و حكمتهاى مسيح عليه السّلام برگرفته شده است و شامل دعوت مردم به توحيد الهى و اجتناب از بتپرستى و اخلاص در طاعت و عمل به فرامين و پرهيز از نواهى او و حسن معاشرت با مردم و نيز اخلاق فاضله و سجاياى پسنديده است . هيچيك از اين اناجيل در زمان آن حضرت نگاشته نشده ، بلكه پس از عروج عيسى عدهاى از شاگردان آن حضرت و پس از آنان نيز شاگردانشان بر گردآورى سخنان وى تصميم گرفتند و داستانهاى بسيارى نگاشتند . هريك نوشتار خويش را انجيل ناميد ، بهگونهاى كه گفته شد ، تعداد آنها به بيش از يكصد انجيل رسيد . كليساها از بين اناجيل متعدد ، داستانهايى را كه با
هامش
( 1 ) . ر . ك : انيس الاعلام ، ج 2 ، ص 125 .