و چنان باشند كه قرآن دربارهء بهشتيان فرموده است :
« إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ؛
« 1 » برادرانه بر تختهايى روبهروى يكديگر نشستهاند » . [ در قرآن ، حدود الهى به روشنى بيان شده و بر ضرورت رعايت آنها تأكيد شده است : ]
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ؛
« 2 » بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورد و [ نيز ] روزهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده است ؟ » .
ليكن
« وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ؛
« 3 » هركس از حدود الهى تجاوز كند به خود ستم كرده است » ؛ زيرا اگر كسى از مرزهاى الهى تجاوز كند ديگر نبايد انتظار داشته باشد كه ديگران به حدود او تجاوز نكنند ؛ در نتيجه ، زندگى ، جهنمى سوزان خواهد شد و نابسامانى و هرجومرج كشنده ، چهرهء حيات را فرا خواهد گرفت ؛ چنانكه خداوند مىفرمايد :
« ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ؛
« 4 » به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده ، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است » .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « خداوند براى هرچيزى حدّى قرار داد و براى هر كس كه از آن حد و مرز تجاوز كند حدى قرار داد » . « 5 » بارى ، انسان آزاد آفريده شده است ؛ اما آزادى بهمعناى رهايى از تمام قيود نيست ؛ بلكه بهمعناى امكان بهرهبردارى آدمى از حقوق خود است ؛ حقوقى كه قانون شرع حكم آن را معين نموده است ؛ ازاينرو بهرهبردارى از لذايذ زندگانى در چارچوب قانون ، خود بخششى است كه منع و محدوديت را بر پى دارد ؛ بنابراين آزادى ، بهمعناى رهايى در بستر زندگى نيست .
از آغاز هستى تاكنون همواره بين خواهشهاى نفسانى انسان و حدود قانون درگيرى شديدى وجود داشته است . مصلحان بزرگ هميشه تلاش كردهاند - با مبارزهاى خستگىناپذير - با انانيت و خودكامگى آدمى به مخالفت برخيزند و اين جدال مادامى كه غرايز آدمى بر وجود او حكمرانى داشته و غرايز همان غرايز اوليهء انسانهاى نخستين باشد ، استمرار دارد ؛ بنابراين ، مبارزه همان مبارزه و انسان امروز
هامش
( 1 ) . حجر 15 : 47 .
( 2 ) . اعراف 7 : 32 .
( 3 ) . طلاق 65 : 1 .
( 4 ) . روم 30 : 41 .
( 5 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 310 ، شمارهء 3 .