كند و نيازمند نباشد كه به بى مدرك بودن آن تحريم ، اعتراف نموده و آن را تنها به تصميم و ارادهء خود مستند سازد ؟ !
علاوه بر اينها روايات سبره با همديگر متعارض مىباشند و هر يك ، ديگرى را تكذيب مىكند زيرا در بعضى از اين روايات آمده كه اين تحريم در سال فتح مكه « 1 » و در بعضى ديگر آمده كه اين تحريم در حجهء الوداع واقع شده است « 2 » .
خلاصه اينكه آن سلسله از روايات كه در تحريم متعه از سبره نقل گرديده است ، از جهات مختلف مردود بوده و قابل اعتماد نمىباشد .
و اما رواياتى كه اميرمؤمنان ( عليه السلام ) دربارهء تحريم متعه نقل گرديده است مسلماً دروغ و جعلى مىباشند زيرا تمام مسلمانان اتفاق دارند بر اينكه متعه تا سال فتح مكه در حليت خود باقى بوده است بنابراين امكان ندارد كه على ( عليه السلام ) در جنگ خيبر پيش از فتح مكه از حرمت آن به ابن عباس خبر دهد .
به همين جهت بعضى از علماى اهل سنت گفتهاند كه شايد اصلًا جريان « جنگ خيبر » در روايت على ( عليه السلام ) مربوط به تحريم گوشت الاغهاى اهلى باشد نه به تحريم متعه بنابه نقل منتقى و سنن بيهقى ، ابن عيينه هم در اين مورد همين احتمال را داده و همين سخن را گفته است .
ولى اين گفتار از دو جهت باطل است زيرا :
1 - اين احتمال مخالف با قواعد عربى است ، چون كلمهء « نهى » در اين روايت تنها يك بار ، آن هم در اول روايت ذكر شده است ، جملهء « زمن خيبر » زمان و مكان آن نهى را بيان مىكند و مورد همان نهى هم دو چيز بوده است ، يكى متعه و آن ديگرى گوشت الاغهاى اهلى ، پس مقتضاى قاعده اين است كه هر دو در همان زمان
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 4 / 13 - 133 در ضمن چند روايت آورده است
( 2 ) . سنن ابن ماجه چاپ اول 1 / 133 باب النهى النكاح المتعه و سنن ابى داوود 1 / 324 باب النكاح المتعه .