نهى نمود و ديگر به دور آنها برنگشتيم « 1 » .
3 . از ابو نضره : از جابر نقل مىكند ، در زمان رسول خدا دو « متعه » جود داشت كه عمر ما را از آنها نهى نمود ، ما نيز از نهى وى پيروى نموديم « 2 » .
4 . باز ابونضره : از جابر بن عبدالله انصارى نقل نموده است كه ما در زمان رسول خدا دو « متعه » را انجام داديم ، متعه حج و متعه زنان تا اينكه عمر ما را نهى نمود و از نهى وى پيروى نموديم « 3 » .
5 . باز ابو نضره مىگويد : كه به « جابر » گفتم : عبدالله بن زبير از « متعه » نهى مىكند ولى ابن عبّاس به آن امر مىنمايد . جابر گفت : خبر را به خبرهاش آوردى ، آرى ما در زمان رسول خدا و ابوبكر متعه نموديم ، ولى چون عمر به خلافت رسيد ، در ضمن خطابهاش گفت : مردم ! پيامبر همان پيامبر است و قرآن همان قرآن ولى دو « متعه » در زمان رسول خدا وجود داشت كه من از آنها نهى نمودهام و بر انجام دادن آن دو ، مجازات خواهم نمود ، يكى « متعه زنان » است ، اگر من به مردى دست يابم كه ازدواج موقت نموده است ، در زير سنگها پنهانش مىكنم « 4 » .
6 . عطا نقل مىكند : كه جابر بن عبدالله از عمل عمره و زيارت خانه خدا مراجعت كرده بود ، براى ديدنش به منزل وى رفتيم ، مردم دربارهء مطالب گوناگون از وى سؤال مىنمودند تا دامن سخن به موضوع متعه كشانده شد ، جابر گفت : آرى ما در دوران رسول خدا و دوران ابوبكر و عمر استمتاع نموديم « 5 » .
هامش
( 1 ) . مدرك سابق
( 2 ) . مسند احمد ، 3 / 325
( 3 ) . مسند احمد 3 / 356 - 363
( 4 ) . سنن بيهقى ، ج 7 ، باب نكاح المتعه 206 ، بيهقى مىگويد : مسلم اين حديث را به صورت ديگرى از همام نقل نموده است
( 5 ) . صحيح مسلم 4 ، باب المتعه 131 .