پاسخ
اين روايتها نيز نمىتوانند آيه « متعه » را نسخ كنند زيرا :
اولًا : مكرر گفتهايم كه نسخ قرآن با خبر واحد ثابت نمىشود .
ثانياً : اين روايات معارض است با روايات « متواترى » كه از اهل بيت ( عليهم السلام ) دربارهء حلال بودن « متعه » و عدم نهى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) از آن ، وارد گرديده است .
وثالثاً : ثبوت حرمت تنها در يك زمان از دوران زندگى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در نسخ آيه كافى نيست ، زيرا شايد آن وقت اصلًا آيه « متعه » نازل نگرديده بوده و ازدواج موقت در اسلام وجود داشته است زيرا روايات زيادى بطريق اهل سنت وارد شده است كه حكم متعه در دوران آخر زندگى رسول خدا آمده و تا مدتى از خلافت عمر نيز در ميان مسلمانان معمول و جايز بوده ، سپس بوسيلهء عمر تحريم شده است .
بنابراين اگر روايتى بر خلاف اين روايتها وارد شود ، مردود و مطرود بوده و چنين رواياتى مورد عمل و اعتبار نمىباشند . و براى اينكه حقيقت مسئله بيشتر از اين روشن شود ، قسمتى از آن روايتها را به عنوان نمونه در اينجا مىآوريم :
1 . ابو زبير نقل مىكند : از جابر بن عبدالله شنيدم كه مىگفت : در دوران رسول خدا و ابوبكر در برابر يك مشت خرما و يا آرد زنها را براى چند روزى « متعه » مىنموديم تا اينك عمر در جريان عَمر بن حريث از اين نوع ازدواج نهى نمود « 1 » .
2 . ابو نضره مىگويد : من در نزد جابر بن عبدالله نشسته بودم كه شخصى وارد شد و گفت : اينك عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبير در موضوع دو متعه ( متعه حج و متعه زنان ) با همديگر اختلاف نظر دارند . جابر در پاسخ وى گفت : آرى ما هر دو « متعه » را در دوران خود رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) انجام داديم ، سپس عمر ما را از آنها
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، باب نكاح متعه ، 4 / 141 .