اين است كه بايد گفت « اكراه » در آيهء مورد بحث به معناى « ناخوشايندى » و مخالف ميل و رغبت نيست ، پس قهراً به معناى دوم است كه همان « اجبار » مقابل اختيار مىباشد و در اين صورت هدف و معناى آيه شريفه چنين خواهد بود كه :
دين خدا بر پايهء اكراه و اجبار استوار نيست ، نه در اصول و عقائد و نه در فروع و احكامش كوچكترين پيچيدگى و مطلب غير قابل درك وجود ندارد ، دين خدا ساده و روشن و واضح بوده ، بر فطرت و طبيعت بشرى بنا نهاده شده است .
خداوند كه كتابهاى آسمانى را نازل فرموده و پيامبرانى فرستاده تا دين و قوانينش را روشن ساخته است ، به اين جهت كه هر كس از روى دليل و برهان و از راه روشن و مستقيم به سعادت برسد و يا در بدبختى و هلاكت قرار گيرد ، نه كوركورانه و از راه تقليد و يا عادت .
خداوند در يك آيه ديگر اين حقيقت را چنين بيان مىكند كه :
« إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » . ( 76 / 3 )
« ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر باشد ( و پذيرا گردد ) يا ناسپاس . »
خلاصه سخن اينكه : خداوند كسى را به ايمان آوردن و پذيرفتن آئينش وادار نساخته است ، بلكه تنها حق را نمايانده و راه هدايت و سعادت را نشان داده و از گمراهى و ظلالت جدا و مشخص نموده است . اينك هركس بپذيرد و ايمان آورد ، از روى اختيار مىباشد و هر كس راه ضلالت را در پيش گيرد ، از روى اختيار است .
گرچه خداوند مىتوانست تمام مردم و افراد بشر را بدين خود وادار و مجبور سازد ، دين خود را جبراً و بدون اختيار در مغز آنان جا دهد ولى حكمت و عدالت پروردگار ايجاب مىكند كه مردم در اعمال و كردارشان و در انتخاب راه سعادت و شقاوت مجبور نباشند تا به اختيار به سوى كمال انسانى سير نموده ، با لياقت و شايستگى ، قرب الهى براى خود كسب كنند و يا راه شقاوت و هلاكت را در پيش گيرند ، تنها خداوند راه را نمايانده و راه را از چاهش نشان داده است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 529
مساهمون: السيد الخوئي
ص٥٢٩