تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
محاجه برآيد ؟ در صورتى كه او است بخشنده و گيرنده . آنچه را كه بخواهد انجام مىدهد و آن چنان كه بخواهد ، فرمان مىدهد . پس شخص مؤمن به جز خدا را ستايش نمىكند و از كسى به جز او استعانت نمىجويد زيرا غير از خدا همگان محتاج صرفند و معبود بايد غنى و بىنياز باشد و چگونه سزاوار است كه فقيرى همچون خود فقيرى را ستايش كند ؟ از همهء آنچه گفتيم ، به طور خلاصه چنين برمىآيد كه اقتضاى ايمان اين است : انسان به جز خدا كسى را عبادت نكند و نياز خود را به جز او به پيش كسى نبرد و به جز او به كسى اتكا و اعتماد ننمايد و جز او از كسى ديگر استعانت نجويد و يارى نطلبد و در غير اين صورت به خدا و پروردگارش شريك قرار داده و در برابر ملك و سلطنت الهى ، موجود ديگرى را نيز به حكومت برگزيده است ، در صورتى كه فرمان حتمى و غير قابل تغيير الهى ، غير از اين است كه در اين مورد مىفرمايد : « وَ قَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ » . ( سورهء اسراء / 23 ) « و پروردگارت فرمان داده است كه جز او را نپرستيد ! » اين بود خلاصهء تفسير آيه « اياك نعبد و اياك نستعين » كه بخش دوم سورهء حمد را تشكيل مى دهند و در اين آيه به دو موضوع بسيار مهم اشارت رفته است : « عبادت و استعانت » كه در دو فصل آينده براى تكميل بحث به توضيح آن خواهيم پرداخت .