تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
1 - اما عقيدهء دوم : كه همان عقيده به وسائط است و از مقايسهء دستگاه الهى به دستگاه‌هاى سلاطين بشرى زائيده مىشود ، خداوند اين عقيده و پندار غلط را با بيانات مختلفى محكوم مىسازد و گاهى از طرفداران اين عقيده دليل مىخواهد و از راه فطرت ، وجدان آنان را بر بىاساس بودن عقيدهشان متوجه مىسازد ، آن جا كه مى گويد : 1 - « ءَالهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » . ( سورهء نمل / 66 ) 2 - « قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ * قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ * أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ * قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آباءَنَا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ » . ( سورهء شعراء / 74 - 71 ) 1 - « آيا با وجود خداى [ حقيقى ] خداى ديگرى هم هست ، بگو كه اگر راست مىگوييد ، دليلتان را بياوريد ! » 2 - « گفتند ما بت‌ها را مىپرستيم و همه روزه ملازم عبادت آن‌ها هستيم [ ابراهيم ] گفت : آيا صداى شما را مىشنوند آن گاه كه آنان را مىخوانيد و بر شما نفع و ضررى مىرسانند ؟ گفتند : نه ، بلكه پدران خود را چنين يافتيم [ ما نيز چنين مىكنيم . ] » گاهى نكته‌اى را براى آنان يادآورى مىنمايد كه خود به خود به اشتباهشان پىببرند و متوجه شوند كه آنچه قادر به نفع و ضرر رساندن نيست ، قدرت بخشيدن و يا پس گرفتن نيز ندارد . نه نفعى به آنان مىرساند و نه ضررى ، نه ميراندن در دست او مىباشد و نه حيات و زندگى بخشيدن . بنابراين چنين موجودى نمىتواند به جز مخلوق ضعيفى باشد و شايسته نيست ، انسانى كه داراى عقل و تفكر مىباشد ، چنين مخلوق ضعيف را بپرستد و به خداونديش بپذيرد :