استعانت : به معناى كمك خواستن است . اين كلمه به دو گونه بىواسطه و يا باواسطهء « باء » متعدى و استعمال مىشود . مىگويند « استعنته » و « استعنت به » يعنى از او درخواست مدد و يارى نمودم .
ى ك نكته ادبى
« اياك » ، در هر دو مورد مفعول است و براى افادهء حصر مقدم شده است و در اين آيه از سياق غيبت به سياق خطاب يعنى از سوم شخص به دوم شخص منتقل گرديده است و علت اين انتقال كه « التفات » ناميده مىشود ، يكى از دو چيز مىتواند باشد :
1 - جملاتى كه قبل از اين آيه واقع شده ، دلالت دارند بر اينكه خداوند متعال مالك و مربى تمام موجودات و گردانندهء تمام شئون هستى و زندگى آنها است و اين صفت ، مقتضى آن است كه تمام اشيا و موجودات در علم او حاضر باشند و او به تمام بندگان و اعمالشان و به تمام موجودات احاطه داشته باشد تا در روز قيامت در برابر اطاعت آنان پاداش دهد و بر معصيتشان كيفر كند و همين معنى و حضور بندگان در برابر او اقتضا مىكند كه آنان نيز حضورشان را در پيشگاه او اظهار كنند و او را مخاطب قرار دهند و بگويند : « اياك نعبد »
2 - حقيقت عبادت و پرستش ، خضوع كردن بنده است در برابر پروردگارش به اين جهت كه او مربى و سرپرست او است و امورش در اختيار وى بوده و با دست او اداره مىشود كه آن را « ربوبيت » مىگويند . ربوبيت نيز مقتضى حضور مربى است كه تا تربيت و تدبير شئون بنده و تربيت شدهء خويش را به عهده بگيرد . استعانت و كمك خواستن نيز مانند عبادت ، حضور معبود و مربى را لازم دارد زيرا عدم استقلال انسان و نياز وى به يارى و عنايت خداوند مقتضى آن است كه او در پيش مدد خواهنده حضور داشته تا اعانت و يارى از طرف وى محقق گردد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 783
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٨٣