لغات و مفردات
1 - الْحَمْدُ : اين كلمه به معناى سپاس و ضد لوم و ملامت است . اين لغت در برابر افعال و اعمال نيك كه با اختيار انجام مىشود ، استعمال مىشود ؛ اعم از اينكه اين كار نيك به نفع خود حمد كننده باشد يا به نفع ديگران ولى كلمهء « شكر » كه مقابل كفران است ، در برابر احسان و نيكى از ديگرى به انسان مىرسد ، استعمال مىشود و اما كلمهء « مدح » كه مقابل ذم است ، از نظر موارد استعمال عموميت دارد و اين لغت در برابر خوبى و نيكى شخصى يا چيزى به كار مىرود ؛ خواه اين خوبى و نيكى از ممدوح بر مدحكننده برسد يا نرسد و خواه اين نيكى اختيارى باشد ، مانند فضيلت انسانى و يا غير اختيارى باشد ، مانند روشنايى خورشيد و درخشندگى دانهء « دُر » .
الف و لام در كلمهء « الْحَمْدُ » براى جنس است زيرا براى حمد ، عهد خارجى يعنى مصداق معهودى در خارج وجود ندارد .
4 - 3 - 2 - « الله » و « رحمن » و « رحيم » : اين سه كلمه در فصل پيش در تفسير « بسم الله » توضيح داده شده است و احتياجى به تكرار آن نيست .
5 - رَبَّ : از كلمهء « رَبَبَ » گرفته شده و به معناى مالك ، مصلح و مربى است و « ربيبه » نيز از همان ريشه آمده است .
كلمه » ربّ » در غير خداوند استعمال نمىشود مگر با اضافه ، مثلًا مىگويند « ربُّ السّفينهء » يعنى صاحب كشتى « ربّ الدّار » يعنى صاحب خانه .
6 - عالمين : جمع است كه از لفظ خود مفرد ندارد ، مانند « رهط » و « قوم » . اين واژه به يك مجموعه متجانس از موجودات ، اطلاق مىگردد .
مثلًا مىگويند : عالم جماد ، عالم نبات و امثال آن و گاهى هم به مجموعهاى اطلاق مىگردد كه اجزاى آن با هم ارتباط زمانى و يا مكانى داشته باشند ، مانند اينكه گفته مىشود « عالم كودكى » ، « عالم دنيا » و « عالم آخرت » .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 774
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٧٤