پاسخ ما
تحقيق در پاسخ اين اشكال اين است كه اصلًا اضافه ، اعم از لفظى و معنوى ، مفيد « تعريف » و تشخّص نيست بلكه اضافه ، فقط مفيد تخصيص و يك نوع تضييق و كم كردن دايرهء مفهوم و مصاديق لفظ است و اما تعريف و تشخّص بايد از شواهد و قراين ديگر استفاده شود نه از اضافه .
دليل و توضيح مطلب اينكه : بديهى است كه فرقى در بين اين دو جمله نيست كه بگوييم « غلام لزيد » و يا « غلام زيد » و همانطور كه جملهء اول غير از تخصيص و كم كردن تعداد و مصاديق غلام ، فايدهء ديگر ندارد - زيرا شايد زيد غلامهاى زياد و متعدد داشته باشد - در موارد اضافه معنوى هم مانند جملهء دوم فقط تخصيص حاصل مىگردد . در موارد اضافهء لفظى نيز همانگونه تخصيص و كم كردن افراد بدست مىآيد ، منتها با اين تفاوت كه تخصيص در لفظ ، ناشى از اضافه نيست بلكه بدون اضافه هم حاصل مىشود و اضافه بجز تخفيف فايده ديگر ندارد .
آرى ، اضافه خواه لفظى باشد و خواه معنوى ، مفيد تخصيص است نه مفيد تعريف و تعيين ، ولى اين مطلب موجب آن نيست كه كلمهء « مضاف » نتواند براى يك كلمه « معرفه » وصف واقع شود زيرا مجوّز وصف بودن اگر تنها تخصيص يافتن باشد كه در تمام موارد اضافه خواه لفظى باشد و يا معنوى به طور يكسان وجود دارد و اگر مجوز آن ، معرفه بودن باشد ، آن هم ممكن است از شواهد و قرائن خارجى به دست بيايد و استفاده تعيين از قرائن خارجى هم در هر دو نوع اضافه يكسان مىباشد . بنابراين ، فرقى در ميان اضافه لفظى و معنوى نيست و هرچه در تفاوت اين دو نوع اضافه ، گفته شده است ، مفهوم صحيحى ندارد .
سخن ديگرى كه براى تكميل بحث در اين موارد بايد افزود ، اين است كه : دانشمندان ادب اتفاق دارند بر اينكه : اگر مضاف در اضافهء لفظى صفت مشبّهه
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 772
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٧٢