باشد ، وصف براى معرفه واقع نمىشود ولى اگر مضاف صفت مشبهه نباشد ، « سيبويه » از « خليل » و « يونس » نقل مىكند كه به نظر آنان ، چنين مضافى مىتواند وصفى براى معرفه واقع شود و در لغت عرب براى اين نوع وصف و اضافه مثالهاى فراوانى وجود دارد كه محل بحث ما نيز مىتواند از اين نوع اضافه باشد .
و اما نظريهء تفسير كشاف كه كلمهء « مالك » در « مالك يوم الدين » به معناى مالكيت هميشگى و استمرارى مىداند ، بطلان آن آشكار و روشن است ، زيرا احاطهء خداوند و مالكيت او نسبت به موجودات ، گرچه استمرارى است ، ولى كلمهء « مالك » در اين آيه به سوى « يوم الدين » اضافه شده است و روز جزا هم در آينده خواهد بود . به ناچار بايد « مالك » هم براى آينده باشد نه براى استمرار .
اما فرقى كه بعضى از دانشمندان دربارهء اسم فاعل مضاف گفتهاند كه اگر براى ماضى و گذشته باشد ، در اين صورت تعين و تشخص پيدا مىكند و مىتواند صفت براى معرفه باشد و اگر به معناى حال و آينده باشد ، نمىتواند صفت براى معرفه قرار بگيرد و در تفاوت اين دو چنين گفتهاند كه اسم فاعل اگر براى گذشته باشد ، حتماً به وقوع پيوسته است و هر چيزى كه به وقوع پيوسته و تحقق يافته است ، شناخته مىشود و مىتواند بر يك موضوع معرفه و شناخته شده وصف قرار بگيرد و اما اسم فاعلى براى حال و آينده باشد ، اين خصوصيت را ندارد .
به نظر ما اين تفاوت نيز بىاساس است زيرا تحقق و به وجود آمدن چيزى مستلزم علم و اطلاع نيست كه تا آن چيز معرفه و شناخته شده باشد و گاهى ماضى و گذشته در عدم اطلاع از آن و عدم شناخت آن ، با آينده يكسان است .
خلاصهء سخن اينكه : همهء اين تعليلها ، فرمولبندىها و قاعدهبافىها ، پوچ و بىاساس است و در كلام عرب ، تنها بايد از استعمال عربهاى فصيح پيروى نمود و به آنان اعتماد و استناد كرد و قواعد عربى را از استعمالات مختلف آنان بدست آورد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 773
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٧٣