و حمد و سپاس نيز با به كار بردن « لام اختصاص » در جمله به او اختصاص داده شده است .
امام صادق ( عليه السلام ) هم در اين باره چنين مىفرمايد : استرى از پدرم امام باقر ( عليه السلام ) گم شده بود ، پدرم گفت : اگر خداوند اين استر را به من برگرداند ، خدا را حمدى خواهم گفت كه خود وى بپسندد ، طولى نكشيد استر را با زين لجامش آوردند و چون پدرم پشت آن قرار گرفت و لباسهايش را جمع نمود ، سرش را به سوى آسمان بلند نمود و گفت : « الحمد الله » و هيچ كلمهاى بر آن اضافه ننمود . آن گاه گفت : چيزى از حمد خدا فروگذار نكردم و تمام انواع و اقسام حمد و سپاس را به خدا اختصاص دادم و هيچ حمد و سپاس نيست مگر اينكه اين جمله شامل آن است . « 1 »
باز از امام صادق ( عليه السلام ) نقل شده است كه خداوند هيچ نعمت بزرگ و كوچكى بر بندهاش نمىدهد مگر با گفتن : « الحمدالله » شكر همهء آن نعمتها را به جا مىآورد . « 2 »
2 - دليل دوم بر اختصاص داشتن حمد به خدا اين است كه اولين كمال براى هر ممكن اعم از عقول ، نفوس ، ارواح و اجساد ، وجود و هستى او است و جاى ترديد نيست كه اين كمال از سوى خدا است زيرا ايجاد كننده و خالق تمام اشياء هم او است .
اما كمال دوم هر موجودى همان امتيازات و مختصاتى است كه موجب فضيلت و مزيت آن مىباشد و اين امتيازات گاهى اختيارى است و گاهى غير اختيارى ، پس آنچه كه خارج از اختيار مخلوق است ، باز بدون شك از افعال پروردگار خواهد بود مانند : نمو در نباتات و درك نفع و ضرر در حيوانات و قدرت نطق و بيان مقاصد ، در انسانها .
و اما امتيازاتى كه انسان به اختيار خود به آندست يافته است ، گرچه با
هامش
( 1 ) . تفسسير برهان 1 / 29 در اصول كافى باب الشكر ص 356 نيز روايتى نزديك به اين مضمون آمده است .
( 2 ) . اصول كافى ، باب الشكر ، ص 356 .