تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
جايز نيست ، مستلزم آن نخواهد بود كه در خداوند هم صحيح نباشد ، زيرا او همان‌طور كه مالك همهء موجودات است ، واقعاً مالك زمان هم مىباشد ، پس كلمه « مالك » در اضافه شدن به سوى زمان در خداوند با « ملك » يكسان است و از اين نظر هم كلمهء « ملك » نمىتواند از « مالك » برتر باشد . گاهى گفته مىشود كه چون اضافهء « مالك » به « يوم الدّين » اضافهء لفظى و مفيد تعريف نيست ، لذا در نكره بودن خود باقى مىماند و جملهء « نكره » نمىتواند براى « الله » - كه معرفه است - وصف واقع شود ، پس بايد « ملك » خوانده شود زيرا مراد از « ملك » سلطان است و اين كلمه با داشتن آن معنى در حكم جامد و كلمه اسمى و غير مشتق خواهد بود و اضافهء چنين كلمه ، مفيد « تعريف » بوده و آن را معرفه و معين مىسازد و اشكال وصف شدن « نكره » بر « معرفه » پيش نخواهد آمد . پاسخ ديگران : در تفسير كشاف و كتاب‌هاى ديگر به اين ايراد چنين پاسخ داده شده كه اضافهء اسم فاعل در صورتى لفظى است و نمىتوان كسب « تعريف » و تشخّص كند كه آن اسم فاعل ، به معناى حال و يا آينده باشد ولى اگر به معناى « ماضى » و گذشته و يا مقصود از آن ، دوام و هميشگى باشد ، در اين صورت اضافهء اسم فاعل معنوى خواهد بود و از مضاف اليه خود كسب « تعريف » خواهد نمود مانند : « الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَهءِ رُسُلًا . . . » . ( سورهء فاطر / 1 ) « ستايش مخصوص خداوندى است كه آفرينندهء آسمان‌ها و زمين است و فرشتگان را رسولانى قرار داده است . » به طورى كه مىبينيد : « فاطر » و « جاعل » در آيهء اول به معناى « ماضى » و « غافر الذّنب » و « قابل التّوب » در آيه دوم براى دوام هميشگى و هر چهار كلمه در اثر اضافه شدن ، معرفه گرديده و براى « الله » وصف قرار گرفته‌اند . اضافهء « مالك » نيز از اين قبيل است زيرا مفهوم كلمهء « مالك » يعنى مالكيت خداوند به روز قيامت ، هميشگى است . بنابراين اضافهء آن ، از قبيل اضافهء معنوى و قابل كسب تعريف است و با كسب تعريف مىتواند براى « الله » وصف واقع شود .