تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
اين بود نمونه‌اى از استدلال طرفين كه در ترجيح و انتخاب يكى از اين دو قرائت به آن‌ها تمسك و استناد مىكنند ، ولى به عقيدهء ما اين بحث فايده مهمى ندارد و اساساً در قرائت‌هاى معروف برترى قرائتى بر قرائت ديگر و انتخاب يكى از آن‌ها امكان‌پذير نيست ، زيرا اگر اين قرائت‌ها با تواتر و نقل‌هاى پياپى و يقين‌آور از پيامبر ثابت باشند ، همهء آن‌ها جنبه قرآنى پيدا مىكنند و تفاوتى در ميان آيات و كلمات قرآن نيست و اگر اين قرائت‌ها از راه تواتر ثابت نباشد - چنان كه حق هم همين است « 1 » - در اين صورت اگر ترجيح و امتياز يك قرائت سبب قطع به بطلان قرائت ديگر شود ، تحقيق در امتيازات قرائتى بر قرائت ديگر و انتخاب يكى از آن‌ها مانعى ندارد ، ولى سخن در اين است كه از راه ترجيح قرائتى بر قرائت ديگر نمىتوان بطلان اين قرائت را ثابت نمود و اگر بحث و تحقيق در ترجيح قرائتى بر قرائت ديگر بطلان آن را ثابت نكند - چنان كه غالباً همچنين است - در اين صورت اين بحث بىفايده است چون مسلم است كه از هر يك از قرائت‌هاى معروف بدون تفاوت مىتوان پيروى نمود . « 2 » آرى ، بحث ترجيح قرائتى بر قرائت ديگر ، يك بحث بىفايده‌اى است مخصوصاً در اين مورد زيرا تفاوت معناى « ملك » و « مالك » در جايى است كه كلمه « ملك » در سلطنت اعتبارى و ساختگى به كار برود كه در اين صورت مراتب سلطنت به اختلاف موارد تفاوت مىكند ، گاهى توأم با مالكيت خواهد بود و گاهى خالى از آن و اما اگر يك كلمه در خداوند كه سلطنتش حقيقى مىباشد ، به كار رود ؛ در اين صورت مراتب آن متفاوت نمىباشد و هميشه توأم با مالكيت بوده و مفهوماً با كلمه « مالك » يكى خواهد بود و از كلمهء « ملك » برتر نخواهد بود . از اينجا معلوم مىشود اضافهء « مالك » به سوى زمان اگر در غير خداوند
هامش
( 1 ) . اين بحث در جلد اول همين كتاب ، بخش قرائات گذشت ( 2 ) . اين بحث هم در جلد اول ، بخش قرائت‌هاى هفتگانه كتاب آمده است .