3 . در كلمهء « مالك » نيز قرائتهاى مختلفى نقل گرديده است : بعضى از قراء ، آن را « مُلْك » با سكون لام به شكل فُلْس و بعضى ديگر « مَليك » مانند فعيل خواندهاند و ابوحنيفه آن را « مَلَك » به صيغه فعل ماضى تلاوت نموده است ولى هيچيك از اين قرائتهاى شاذ و غير معروف ، قابل توجه و داراى اعتبار نيست و اكثر دانشمندان علم قرائت آن را « مالك » به شكل فاعل و يا « مَلِك » به شكل كتف خواندهاند و اين دو مشهورترين و صحيحترين قرائت است .
كدام يك از آن دو قرائت بهتر است ؟
گفتيم كه قرائتهاى مختلفى در كلمهء « مالك » وجود دارد و از همه مشهورتر و صحيحتر دو قرائت « مالِك » و « مَلِك » است ولى در انتخاب و ترجيح يكى از اين دو قرائت بر ديگرى بسيار سخن گفتهاند :
گاهى مىگويند : « مالك » صحيحتر است ، بدليل آنكه مفهوم وسيعتر و عمومىتر از مفهوم « مَلِك » است ، مثلًا اگر گفته شود فلان شخص مالك قوم است از اين جمله استفاده مىشود كه او علاوه بر حق ملكيّت و مالكيّت كه مفهوم اصلى كلمه است ، سلطنت و پادشاهى نيز بر آنان دارد ولى اگر بگويند : فلانى ملك قوم است ، از اين جمله تنها سلطنت و پادشاهى كه مفهوم اصلى خود كلمه مىباشد ، استفاده مىشود نه حق مالكيت . به عبارت ديگر ، مالك شامل مفهوم « ملك » مىباشد ، ولى « مالك » شامل مفهوم « ملك » نيست .
گروه ديگرى مىگويند كه : قرائت « ملك » از « مالك » بهتر است ، بدليل اينكه كلمه « مالك » غالباً به سوى زمان اضافه نمىشود بلكه كلمهء « ملك » است كه به سوى زمان اضافه مىگردد ، مثلًا مىگويند : « مَلِكُ الْعَصْرِ » ى ا « مُلُوكُ الاعصارِ الْمُتَقَدَّمَهءِّ » . بنابراين ، قرائت « ملك » در اين مورد كه به سوى زمان و « يَوْمُ الدَين » اضافه شده است ، رجحان و برترى دارد .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 769
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٦٩