با اين حساب ، وجود « بسم الله » در مصاحف و قرآنهاى اصحاب پيامبر و تابعين آنان ، شاهد و گواه حق است بر اينكه در نظر آنان « بسم الله » هم مانند ساير آياتى كه در قرآن مجيد تكرار شده است ، جزء قرآن مىباشد .
از اين گفتار روشن مىشود كه ، ضبط « بسم الله » در قرآن براى جزئيت آن است نه تنها براى فاصله بودن در ميان سورهها .
دليل ديگر بر بطلان اين نظريه كه مىگويند : « بسم الله » تنها براى فاصله بودن در ميان سورههاست ، ضبط « بسم الله » در سورهء حمد و عدم ضبط آن در سورهء برائت است زيرا اگر هدف تنها علامتگذارى و ايجاد فاصله در ميان سورهها بود جريان برعكس مىشد ، « بسم الله » در اول سوره برائت ضبط مىشد نه در اول سورهء حمد كه قبل از آن سورهاى نيست تا « بسم الله » نقش فاصله بودن را ايفا كند . اين خود دليل مسلم ديگرى است بر اينكه « بسم الله » آيهء مستقلى از آيات سورهء حمد است و در اين سوره به صورت جزئيت نازل گرديده و در سورهء برائت نازل نشده است .
دلائل مخالفين
كسانى كه « بسم الله » را جزو سورههاى قرآن نمىدانند ، با دلائل چندى به گفتارشان استدلال مىكنند كه اينك ذيلًا بررسى مىشود :
1 . مىگويند : طريق ثابت شدن قرآن منحصر است به تواتر . بنابراين هر چه كه ثابت شدن آن محل اختلاف و مورد نزاع است ، نمىتواند جزو قرآن باشد و چون جزء قرآن بودن « بسمله » هم مورد نزاع و اختلاف است لذا نمىتوان آن را جزء قرآن به حساب آورد .
پاسخ : در جوابشان مىگوييم :
اولًا : جزء بودن « بسم الله » نسبت به قرآن از ناحيهء اهل بيت با تواتر و قاطعيت
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 763
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٦٣