2 . يزيد بن عبدالله بن مغفل مىگويد : من « بسم الله » را خواندم ، چون پدرم شنيد ، گفت : فرزندم ! از خواندن « بسم الله » خوددارى كن ! آن گاه پدرم چنين توضيح داد كه : من در ميان تمام اصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، بدعتى بدتر از خواندن « بسم الله » نديدم و من با رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، ابوبكر ، عمر و عثمان نماز خواندم و از هيچيك از آنان نشنيدم كه « بسم الله » را بخوانند . تو نيز قرائت نماز را با « الْحَمْدُ للهِ ربّ العالمين » شروع كن و بدون اينكه در اول « بسم الله » بگويى ! « 1 »
اما پاسخ روايت اول : گذشته از اينكه اين روايت با روايات زيادى كه از اهل بيت پيامبر نقل شده است ، مخالفت دارد ، از جهات ديگر نيز مخدوش است زيرا :
1 . اى روايت با روايات فراوانى كه به حد تواتر معنوى از طريق اهل سنت نقل شده ، معارض است ، مخصوصاً اينكه قسمتى از آن روايتها از نظر سند صحيح مىباشد و ابن عباس و ابوهريره و ام سلمه شهادت مىدهند بر اينكه رسول اكرم در نماز « بسم الله » را مىخواند و آن را آيهاى از سورهء حمد محسوب مىداشت .
ابن عمر مىگفت : « اگر بنا بود ، بسم الله خوانده نشود ، چرا در مصحف نوشته شده است ؟ » على ( عليه السّلام ) نيز فرمود : « هر كس بسم الله را ترك كند ، از سورهء قرآن كم كرده است . » و باز مىفرمود : « بسم الله متمم و مكمل سبع مثانى ( سوره حمد ) است . « 2 » »
با اين وصف ما چگونه مىتوانيم اين همه روايات ، گفتار و شهادت بزرگان حديث و ياران پيامبر را ناديده بگيريم و تنها اين يك روايت را تصديق كنيم كه « بسم الله » را جزء سورههاى قرآن نمىداند .
2 . اين روايت با آنچه در ميان مسلمانان عملًا شهرت و معروفيت دارد ، مخالف است و آن اينكه مسلمانان « بسم الله » را در نماز مىخواندهاند حتى معاويه در
هامش
( 1 ) . مسند احمد 4 / 85 و اين حديث را ترمذى نيز با اختلاف مختصر نقل نموده است 2 / 43
( 2 ) . براى توضيح بيشتر ، به بخش تعليقات شماره ( 8 ) مراجعه فرماييد !