بىحد خداوند است ، در صورتى كه چنين تصور دقيق نه در وضع و تعيين الفاظ لازم است و نه در استعمال و اگر چنين تصور دقيق و همهجانبه لازم بود ، مسئله نامگذارى نهتنها در خداوند به اشكال برمىخورد بلكه تعيين الفاظ و نامگذارى در تمام موجودات و حقايقى كه چگونگى و حقيقت هستى آنها براى بشر كاملًا روشن و قابل درك نيست ، مانند فرشته ، جن و روح ، محال مىگرديد .
نكته ديگر اين است كه : هيچ كس نمىتواند شك و ترديد داشته باشد در اينكه استعمال كردن اسم اشاره و ذات مقدس پروردگار صحيح و درست است و مىتوان اسم اشاره ضميرى را تلفظ نمود و از آنها خدا را قصد كرد .
بنابراين ، چه اشكال دارد كه ما لفظى را بگوييم و از آن ، ذات اقدس خدا را قصد كنيم و اين لفظ را عَلَم و نام خصوصى او بدانيم و چون ذات اقدس پروردگار تمام صفات كمال و عظمت را دارا مىباشد و در مرحلهء وضع و نامگذارى هم همه آن صفات كمال ملحوظ و منظور مىباشد ، اين است كه بايد گفت : لفظ « الله » نام خاص آن وجود مطلقى است كه تمام صفات كمال و جمال را داراست .
اشكال 2
اگر كلمهء « الله » عَلَم و نام خاص باشد معناى اين آيه صحيح نخواهد بود كه مىفرمايد :
« وَ هُوَ اللّهُ فِى السَّماوَاتِ وَ فِى الْأَرْضِ . . . » . ( سورهء انعام / 3 )
« او است خداوند در آسمانها و در زمين . »
زيرا اگر لفظ « الله » نام خاص ذات اقدس باشد ، در اين صورت اين آيه براى او اثبات مكان خواهد نمود ، در صورتى كه خداوند مكان ندارد و جايى را از آسمانها و زمين اشغال نكرده است ، اين است كه بايد گفت : لفظ « الله » علم و نام خاص خدا نيست بلكه به معناى معبود است ، در اين صورت معناى آيه شريفه چنين خواهد بود كه او است معبود ، در آسمانها و زمين .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 738
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٣٨