پنهانى به مرحلهء ظهور مىرسد زيرا معنى با شنيدن لفظى كه به آن دلالت دارد ، در ذهن شنونده حاضر و ظاهر مىشود در صورتى كه قبلًا در ذهن وى نبود يا بدين اعتبار اسم را اسم گفتهاند كه لفظ به وسيلهء « وضع » و منظور گرفتن آن در برابر يك معنى ، ارتفاع و ارتقا پيدا مىكند و از حالت مهمل و بىمعنى بودن خارج مىگردد .
بعضى از دانشمندان « اسم » را مشتق از « سمه » كه به معناى علامت مىباشد دانستهاند ولى اين نظريه اشتباه است ، زيرا به طورى كه مىدانيم جمع اسم ، « اسماء » است ، مصغرش « سَمَىّ » و در نسبت « سَمَوىّ » و « اسمىّ » و در مقام تعديه « سَميَّت » و « اسْمَيّتُ » مىگويند و اگر متخذ از واژهء « سمه » ، در موقع جمع بستن « اوسام » و در تصغير « وُسَيم » و در موقع نسبت « وَسمىّ » در مقام تعديه و « وَسَّمْتُ » و « اوْسَمْتُ » گفته مىشد .
« الله » : كلمهء « الله » عَلَم و نام مختص به ذات مقدس پروردگار است . عربها حتى در دوران جاهلى نيز با اين كلمه آشنايى داشتند . « لبيد » شاعر عصر جاهلى مىگويد :
الا كُلُّ شَىْءٍ ما خَلا الله باطِلٌ * وَ كُلُّ نَعيمِ لا مَحالَهءَ زائِلٌ
« 1 »
و خداوند سبحان مىفرمايد :
« وَ لَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ للَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ » . ( سورهء لقمان / 25 )
« و هر گاه از آنان سؤال كنى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ، مسلماً مىگويند : الله »
كسانى كه خيال كردهاند كه « الله » علم و نام شخصى و اختصاصى نيست بلكه اسم جنس است ، اشتباه كردهاند و مىتوان علم و نام اختصاصى بودن آن را با دلائل زير اثبات نمود :
هامش
( 1 ) . هر چيز به جز الله باطل و هر نعمتى به ناچار زايل شدنى است .