اشكال 1
شايد گفته شود كه وضع و تعيين يك لفظ در برابر يك معنى متوقف و مشروط بر اين است كه واضع و تعيينكننده ، هر يك از لفظ و معنى را مستقلًا در ذهن خود حاضر و تصور كند ، ولى تصور معنى در اين مورد امكانپذير نيست ، زيرا بشر كه يك موجود ممكن و محدود است ، نمىتواند به وجود خدا كه واجب و بىپايان است احاطه داشته باشد و آن را در ذهن خود تصور كند تا نامى براى او وضع كند ، اين است كه ساختن لفظى در برابر ذات حق سبحانه و نامگذارى او امكانپذير نيست .
اگر گفته شود كه : واضع لفظ « الله » به معناى ذات اقدس خداوند ، خود او است ، اين احتمال نيز خالى از اشكال نيست زيرا : اولًا : به يقين مىدانيم كه واضع لفظ الله ، خود خداوند نيست . وثانياً : علاوه بر مرحلهء وضع و تعيين در مرحلهء استعمال هم بايد معنى در ذهن گوينده تصور و حاضر گردد ، سپس لفظ در آن معنى استعمال شود ، در صورتى كه گفتيم : تصور ذات اقدس الهى براى بشر امكان پذير نيست تا بتواند لفظ « الله » را در آن به كار ببرد .
بنابراين ، وضع لفظ و نامگذارى خدا و همچنين استعمال لفظ « الله » در برابر ذات اقدس او به صورت « عَلَم » و نام خاص كه بوسيلهء بشر تعيين و نامگذارى شده باشد ، امكان پذير نيست . نتيجهء گفتار اينكه : لفظ « الله » ، « عَلَم » و نام خاصّ خداوند نيست .
پاسخ
وضع نمودن لفظى در برابر معنا ، متوقف بر اين است كه آن معنى اجمالًا ولو بوسيلهء اشاره و تقريبى در ذهن گوينده ، تصوير و حاضر شود و اين نوع تصوّر اجمالى ، هم از واجبالوجود و ذات اقدس الهى امكانپذير است و هم از غير او . و اما آنچه تصورش محال مىباشد ، تصور حقيقى و كامل از چگونگى ذات
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 737
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٣٧