به عقيدهء ما صحيحترين و بهترين نظريه ، همان نظريه دوم است به جز « كلام لفظى » كلام ديگرى به نام « كلام نفسى » وجود ندارد .
به اين دليل كه : ما در محاورات و گفتگوهاى روزمره خود جملاتى را كه به كار مىبريم ، مجموعاً بيش از دو گونه نيست : جملههاى خبرى ، جملههاى انشايى .
اما جملههاى خبرى : اگر ما جملات خبرى را كاملًا بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه هر جملهء خبرى به طور كلى از نه قسمت تشكيل يافته است :
1 . كلمهها و مواد تركيبى جمله و ساختار كلمهها .
2 . معانى و مدلول هر كدام .
3 . ساختار و هيئت مجموع جمله .
4 . آنچه كه هيئت تركيبى جمله بر آن دلالت دارد .
5 . تصوير ذهنى گوينده از مواد و ساختمان جمله .
6 . تصوير ذهنى گوينده از معنى و مفهوم جمله .
7 . مطابقت و عدم مطابقت مفهوم با آنچه در واقع است .
8 . علم و يا شك گوينده به اين مطابقت و عدم مطابقت .
9 . اراده متكلم و گوينده به ايجاد كلام و سخن گفتن .
تمام مواد و مقدمات و شرائط به وجود آمدن جملهء خبرى در اين نه قسمت خلاصه مىشود و هيچيك از آنها حتى به اعتراف خود « اشاعره » نيز « كلام نفسى » نمىباشد ، بنابراين براى « كلام نفسى » در جمله خبرى مصداق و مفهومى پيدا نمىگردد و اثرى از آن ديده نمىشود .
و اما مفهوم و مفاد جملهء خبرى ، آن نيز نمىتواند « كلام نفسى » باشد زيرا مفهوم جملهء خبرى به عقيدهء اكثر علما عبارت است از « وقوع و يا عدم وقوع آنچه از آن خبر داده مىشود » و به عقيدهء ما هم عبارت است از « قصد حكايت از وقوع و عدم وقوع آن » نه خود وقوع و عدم وقوع .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 710
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧١٠