تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
1 - وجود واقعى : اين‌گونه وجود در جهان هستى ، به صورت جوهر و يا عرض كه حقيقت و هستى آن را تشكيل مىدهد ؛ ظاهر مىشود و تحقق پيدا كردن چنين وجود ، منوط به تحقق يافتن علل و اسباب طبيعى آن است ، بديهى است الفاظى كه چنين معنا را حكايت مىكنند ، از علل و اسباب طبيعى آن محسوب نمىشوند تا در تحقق يافتن آن دخالت داشته باشند . 2 - وجود اعتبارى : و اين‌گونه وجود نيز نوعى از هستى و تحقق است ولى تنها در عالم فرض و اعتبار ، نه در خارج و واقع . تحقق يافتن اين نوع وجود مبتنى بر اعتبار و فرض كردن مُعْتَبِر و فرض كننده‌اى است و بديهى است كه اعتبار هر اعتبار كننده ، با خود آن شخص قائم و پابرجا مىباشد و با وجود و تخيّل وى تحقق پيدا مىكند و به وجود لفظى كه از آن حكايت مىكند ، هيچ گونه توقف و وابستگى ندارد . اما اينكه شارع و يا عقلا قراردادها و ايقاعاتى را كه در ميان مردم واقع مىشود امضاء و تأييد نموده‌اند ، تحقق اين امضاء گر چه موقوف و مبتنى بر اين است كه از ناحيهء شخص ، اين فرض و اعتبار اثر و ارزشى ندارد ولى با اين حال همان امضاء شارع هم در صورتى است كه تلفظ الفاظ عقود و ايقاعات ، توأم با اعتبار و قصد انشاى عاقد باشد . اما محل بحث ما مفهوم و معناى جمله است در مرحله‌اى ، قبل از قصد انشاى عاقد كه شرط قبل امضاى شارع است . خلاصه اينكه : نه وجود حقيقى و نه وجود اعتبارى چيزى ، به لفظى كه به آن دلالت دارد ، متوقف نمىباشد و اما امضاء نمودن شارع و يا عرف عقلا ، وجود اعتبارى مفهوم يك جملهء انشايى را در عقود و ايقاعات گر چه مشروط به صدور لفظ است ولى اين شرط و وابستگى از اين جهت است كه لفظى در معناى خود استعمال گرديده و به وجود آن دلالت مىكند نه اينكه يك وجود لفظى به آن مىبخشد زيرا وجود لفظى و ظاهرى معانى ، اختصاص به جملهء انشائى ندارد بلكه معانى تمام جملات خواه جملهء انشائى و يا جملهء خبرى آن را دارا مىباشد .