تحقيق در كلام نفسى
در فصل پيش ، معنا و پيدايش عقيدهء به « كلام نفسى » و ارتباط آن با قديم بودن قرآن روشن كرديم و اينك در اين فصل نيز مىخواهيم وجود چنين كلامى را بررسى كنيم و در اين مورد مىگوييم : بديهى است كلام و سخنى كه از حروف « تهجى » تشكيل مىشود جز يك امر حادث و پديدهء جديدى بيش نيست و محال است كه خداوند با چنين پديدهء جديد و حادث به طور ازلى و ذاتى متصف گردد ولى بحث و اختلاف در وجود يك نوع ديگرى از كلام است كه واقعيت دفعى و غير تدريجى و وجود معنوى و غير لفظى داشته و تمام اجزاى آن به صورت جمع و دفعتاً در عالم واقع ، موجود باشد .
« اشاعره » وجود چنين كلامى را اثبات نموده و آن را « كلام نفسى » مىنامند و مىگويند كه اين نوع كلام از صفات ذاتى پروردگار است و ديگر گويندگان نيز بتا چنين كلامى متصف مىباشند ولى گروه ديگرى از مسلمانان - بر خلاف اشاعره مىگويندهء همانطور كه هر عملى ، وابسته و منوط به فاعل آن عمل است وجود و پيدايش كلام نيز وابسته به متكلم و گوينده آن است كه در موقع تكلم و سخن گفتن تدريجاً به وجود مىآيد .