خون برادر مسلمانش اقدام كند ؟ ! در صورتى كه هر دو به يگانگى خدا و نبوت پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) گواهى مىدهند و به روز رستاخيز و هر آنچه پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) از سوى خدا آورده است اذعان و اعتراف دارند ! ! ايا روش پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و روش آنان كه پس از وى حكومت و زمام مسلمانان را به دست گرفتند ، اين نبود كه صاحبان عقائد مذكور را مسلمان ناميده و از امّت اسلام مىپنداشتند ؟ خون ، ناموس ، جان و مال آنان را محترم و از هر گونه تعدّى و تجاوز محفوظ و مصون مىدانستند ؟ ! آيا هيچ مورخ و محدثى نقل كرده است كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) يا جانشينان وى دربارهء حدوث و قدم قرآن و يا مسائلى امثال آن كه بعدها در ميان مسلمانان مطرح گرديد و اختلاف عميقى به وجود آورد از كسى سؤال كنند و اگر ندانست و يا نپذيرفت ، او را از اسلام خارج بدانند ؟
ما نمىدانيم و كاش مىدانستيم ! كسانى كه اين اختلاف را در ميان مسلمانان انداختهاند ، چه عذر و بهانهاى در پيشگاه
خدا خواهند داشت و در روز رستاخيز ، روزى كه همگان به سوى خدا خواهند برگشت و از كردهء آنان سؤال خواهد شد ،
چه جوابى خواهند داد ؟
آرى ، مسئله حدوث و قدم قرآن هنگامى پديدار شد كه مسلمانان به دو گروه به نام اشعرى و غير اشعرى تقسيم گرديدند .
اشعرىها به قدم قرآن معتقد شدند و كلام را به دو نوع « كلام لفظى » و « كلام نفسى » تقسيم كردند و گفتند كه : كلام خدا از گونهء كلام « نفسى » و معنوى است كه قائم به ذات پروردگار و يكى از صفات ذات او است . بنابراين ، قرآن كه كلام خداست ، مانند ذات و ديگر صفات ذات وى قديمى خواهد بود .
معتزلىها و عدليهنيز معتقد به حدوث قرآن شدند و كلام را تنها به كلام لفظى منحصر نموده و تكلم را از صفات فعلى خداوند دانستند نه از صفات ذاتى او .
براى توضيح اين دو نظريه و تشخيص نظريه صحيح و غير صحيح ، لازم است در اين جا فرق ذاتى و صفات فعلى را بيان كنيم .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: السيد الخوئي
ص٧٠٦