شود ، ترك آن ، چندان ضررى ندارد زيرا كارى كه سبب الفت و محبت باشد ، بهتر از كارى است كه سبب دورى و عزلت گردد .
گذشته از اين ، مناجات و تماس سرى با رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نه از واجبات بوده و نه از مستحبات ، بلكه به طورى كه گفتيم اين شرط در واقع براى اين بوده كه قهراً تماس و ارتباط با رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كمتر شود و هر چه اينگونه تماسها كمتر مىشد ، به هدف حكم و فرمان اين آيه نزديكتر مىگرديد .
بديهى است كه ترك اينگونه تماسها ، نيكو و مستحسن است و سبب طعن و ملامت ترك كنندهء آن نمىباشد . « 1 »
مؤلف : خوانندهء ارجمند ! اين بود عذر فخر رازى در موضوع خوددارى بزرگان صحابه از عمل نكردن به فرمان صريح قرآن مجيد ، به طورى كه ملاحظه مىكنيد ، عذرى كه فخر رازى آورده ، چيزى نيست جز اينكه طرف را به شك و ترديد وادارد ولى ابزار چنين مطلبى از كسى كه كوچكترين اطلاع از معانى كلمات و مفاهيم آيات قرآن داشته باشد ، صحيح و درست نيست .
زيرا فرض مىكنيم كه در اين مورد هيچ روايتى وارد نشده و نكوهشى از طريق روايات به عمل نيامده است ولى آيا آيهء « ءَ اشْفَقْتُمْ » دليل عتاب و نكوهش از قطع ارتباط با رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) كه در اثر ترس از فقر يا شدت علاقه به مال دنيا بوده است ، نمىباشد ؟ ! آيا اين آيه دلالت ندارد كه صحابه و ياران پيامبر تقصير و كوتاهى نمودهاند و خدا از تقصيرشان درگذشته است ؟ ! ولى چه بايد كرد كه تعصب مرضى است مهلك و خطرناك !
جاى تعجب اين است كه فخر رازى اين جملات را پس از آن مطرح نموده كه به اين حقيقت اعتراف كرده و مىگويد : يكى از فوايد اين حكم اين است كه توسط آن ،
هامش
( 1 ) . تفسير رازى ، 8 / 167 .