نيشابورى پس از نقل اين سخن از فخر رازى مىگويد : « اين كلام خالى از تعصب نيست و چرا ما بايد خود را ملزم بدانيم ، در هر فضيلتى كه براى على ذكر مىشود ، اشكال تراشى كنيم و از ارزش آن بكاهيم و يا آن را كلًا مورد ترديد قرار دهيم ، مگر امكان ندارد كه او داراى فضيلت باشد كه ساير بزرگان صحابه داراى آن فضيلت نباشند ؟ در صورتى كه از پسر عمر نقل شده است كه مىگفت : در على بن ابى طالب ( عليه السلام ) سه فضيلت وجود داشت كه اگر يكى از آن سه فضيلت را من داشتم ، براى من بهتر از شتران سرخموى بود .
1 - ازدواج او با فاطمه ، يگانه دخت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم )
2 - پرچمدارى در جنگ خيبر
3 - عمل به آيهء نجوا
علاوه بر اين آيه شخص با انصاف مىتواند بگويد كه گفتگوها و تماسهاى خصوصى با رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نقيصه است نه فضيلت ؟ عيب است نه كمال ؟ مگر در آيهء شريفه از اين عمل نهى شده بود ؟ ! نه هرگز ! لكه در آيهء دستور داده شده بود كه قبل از هر گفتگوى خصوصى بذل مال شود و هر كس به اين آيه عمل نموده ، از دو جهت به فضيلت و امتياز دست يافته است .
از يك طرف احتياج و گرسنگى فقرا را بر طرف ساخته و به نيازمندان كمك كرده و از طرف ديگر محبت و دوستى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) را در دل خود جايگزين نموده است و با اين عشق و علاقه شديد ، خود را به حضور پيامبر نزديكتر ساخته ، مشكلات و مسائل را از نزديك بوسيلهء خود آن حضرت حل و فصل نموده و عملًا نشان داده است كه گفتگوى خصوصى با پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در نظر او مهمتر و محبوبتر از ثروت و مال دنيا است . « 1 » »
هامش
( 1 ) . تفسير نيشابورى ، در حاشيه تفسير طبرى 28 / 24