پاسخ : اين نظريه نيز مانند نظريه قبلى بىاساس و بطلان آن روشن است ، زيرا صحت اين نظريه متوقف به اثبات اين مطلب است كه نزول آيات « سيف » متأخر از نزول اين آيه است ، در صورتى كه طرفداران نسخ نمىتوانند ، چنين مطلبى را به اثبات برسانند و بدين مطلب سند و دليلى ندارند ، خبر واحد آن هم در مورد نسخ ، مثمر ثمر نيست ، زيرا :
چنان كه در صفحات گذشته توضيح داديم ، به اجماع تمام علما ، خبر واحد دربارهء نسخ قرآن هيچ گونه تأثيرى ندارد و در اين مورد نمىتواند ، كوچكترين مطلبى را ثابت كند و يا مورد اتكا و استناد قرار گيرد .
و اگر نسخ با خبر واحد هم ثابت شود ، باز دليلى بر ناسخ بودن آيات سيف وجود ندارد كه تا اين نظريه صحيح باشد بلكه نهايت چيزى كه ثابت است ، اين است كه آيهء مورد بحث « مُقَيّد » و يا « مخصّص » آيهء سيف است ، زيرا همهء مسلمانان در اين نكته اتفاق دارند كه مشركين در هر صورت ، داخل در اين آيه مىباشند يا از لحاظ اينكه اين آيه مختص به مشركين است و يا از لحاظ اينكه هم مشركين و هم به غير مشركين عموميت دارد .
بنابراين ، آيه مورد بحث قرينه مىشود بر تقييد آيات سيف و يا « تخصيص » آنها نه نسخ آنها زيرا به طورى كه قبلًا اشاره نموديم ، مطلق نمىتواند ناسخ مقيد گردد .
اگر از همهء آنچه گفتيم صرف نظر كنيم ؛ تازه ، نسبت در ميان اين آيه با آيات سيف و قتال « عموم و خصوص من وجه » است ، يعنى در دو مورد ، احكام آنها مستقل و جداگانه مىباشد و تعارض در ميانشان نيست و تنها در يك مورد برخورد و تعارض دارند و آن در مورد مشركى است كه پس از پايان جنگ اسير شده است ، در اين مورد آيهء سيف به قتل فرمان مىدهد و اين آيه از قتل منع مىكند كه در دو مورد عدم تعارض به مفهوم هر دو آيه عمل مىشود و در مورد اختلاف و تعارض
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٤٢