نيز حكم آيهاى را مورد عمل قرار مىدهند كه ادلهء ديگر مؤيد آن باشد و چنان كه قبلًا توضيح داده شد ، ادلهء ديگر مؤيد آيه مورد بحث است .
3 . گروه سومى از علماى اهل سنت به عكس آن دو گروه اول ، مىگويند : اين آيه نه تنها با آيهء سيف نسخ نگرديده ، بلكه آن را نسخ نموده است .
پاسخ : اين نظريه هم در بطلان و بىاساس بودن ، مانند دو نظريه قبلى است ، زيرا صحت آن ، موقوف بر اين است كه ثابت شود : آيه سيف از نظر زمان نزول بر آيه مورد بحث مقدم بوده است ، در صورتى كه هرگز نمىتوانند اين مطلب را ثابت كنند .
علاوهبر اين ، اگر بر فرض هم ثابت گرديد كه آيه سيف قبل از اين آيه نازل شده است ، تنها مقدم بودن مقتضى نسخ نمى باشد ، بلكه نسخ به دليل محكمترى نيازمند است و اين چنين دليلى هم وجود ندارد .
4 . عدهء ديگرى هم معتقدند كه امام و پيشواى مسلمانان دربارهء اسيران جنگى مخير است كه آنان را بكشد و يا آنها را استرقاق كند و به بردگى بگيرد و در صورت دوم هم مىتواند به همان صورت بردگى نگهدارد و يا با فديه و سربها و يا بدون فديه آزادشان سازد و در اين حكم فرقى بين حالت جنگ و پايان جنگ نيست .
اين نظريه را هم ابوطلحه از ابن عباس نقل نموده و عدهء زيادى از مفسرين اهل سنت نيز آن را پذيرفتهاند كه ابن عمر ، حسن بصرى و عطا از اين افرادند و باز عدهاى از فقهاى اهل سنت هم از اين عقيده پيروى نمودهاند ، مانند مالك ، شافعى ، ثورى ، اوزاعى ، ابوعبيد و علماى ديگر . « 1 »
وجه داشته باشيد كه بنابراين نظريه نيز در آيه شريفه نسخى واقع نشده است ، چون مفهوم آيه با اين نظريه منافات ندارد تا بوسيلهء آن نسخ شود .
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى ، 16 / 228 .