1 . عدهاى از علماى اهل سنت مىگويند كه اين آيه تنها دربارهء مشركين نازل گرديده است نه دربارهء تمام كفار و دلالت مىكند بر اينكه اسيران مشركين نبايد ، كشته شوند بلكه در برابر فديه و يا بدون فديه آزاد مىگردند ، سپس آيات « سيف » يعنى آياتى كه در آنها فرمان قتال و جهاد آمده است ، نازل گرديد و اين آيه را نسخ نمود .
اين نظريه به قتاده ، ضحاك ، سدى ، ابن جريح ، ابن عباس و بيشتر علما و مفسرين كوفه نسبت داده شده ، آنها مىگويند : چون اين آيه نسخ گرديده است ، پس اسير مشرك را بايد كشت و جايز نيست او را با عوض و يا بلاعوض آزاد كرد . « 1 »
پاسخ : اين نظريه درست نيست زيرا آيات « سيف » به تمام كفار اعم از مشرك و غير مشرك عموميت دارند و اما اين آيه به عقيدهء طرفداران اين نظريه اختصاص به مشركين دارد و قانون كلى و « مطلق » نمىتواند قانون مقيّد و جزيى را نسخ كند ، خواه اين قانون كلى و مطلق ، از نظر زمان صدور ، مقدم بر قانون غير مطلق باشد يا مؤخر از آن . « 2 »
بنابراين ، آيات سيف كه به تمام كفار اطلاق و كليت دارد ، نمىتواند ناسخ آيه مورد بحث باشد .
1 . گروه ديگر معتقدند كه آيهء شريفه دربارهء تمام كفار نازل گرديده ولى حكم آن در خصوص مشركين نسخ شده است .
اين نظريه باز به قتاده و مجاهد و حَكَم نسبت داده شده و مشهور از مذهب ابوحنيفه نيز همان است . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى ، 16 / 217 .
( 2 ) . ما ، در اين باره در نوشته خود ( اجود التقريرات ) در بحث عموم و خصوص به طور تفصيل بحث نمودهايم
( 3 ) . تفسير قرطبى ، 16 / 227 .