با اين بيانى كه گفته شد ، معلوم گرديد كه در آيه مورد بحث ، نسخى وجود ندارد ، خواه آيه « سيف » پيش از اين آيه نازل گرديده باشد يا بعد از آن زيرا وجوب كشتن كافر كه از آيه « سيف » استفاده مىشود و عدم وجوب آن كه از آيه مورد گفتار به دست مىآيد ، با هم منافات ندارند تا يكى ناسخ آن ديگرى گردد و مفهوم هر دو آيه به جاى خود لازم الاجرا و مورد عمل است و هر كدام به مورد خاصى اختصاص دارد .
تصحيح يك اشتباه
اين بود نظريه و عقيدهء شيعه و مفاد و مضمون آيهء شريفه دربارهء اسيران جنگى ولى تعجب است كه با اين حال ، « شيخ طوسى » روايتى را به علماى شيعه نسبت مىدهد كه بنا به آن روايت ، امام و پيشواى مسلمانان مخير است اسيران جنگى را كه پس از پيروزى مسلمانان پايان جنگ دستگير كردهاند ، به قتل برساند و يا يكى از آن سه حكم را كه قبلًا توضيح داديم ، دربارهء آنان اجرا كند .
متن گفتار « شيخ طوسى » اين است : « آنچه كه اصاحب ما روايت نمودهاند ، اين است كه اگر كفار در اثناى جنگ به اسارت مسلمانان درآيند ، امام اختيار دارد كه آنها را بكشد يا دست و پايشان را از چپ و راست قطع نمايد تا بميرند ، ولى نمىتواند آنها را در برابر فديه و يا بدون فديه آزاد سازد و اگر پس از پايان جنگ به اسارت مسلمانان درآيند ، امام و پيشواى مسلمانان مخير است كه بلاعوض و يا با فديه و سربها آزادشان سازد و يا به صورت برده نگهدارد و يا به قتلشان برساند . »
در اين گفتار ، مرحوم طبرسى ( رحمهء الله عليه ) نيز در مجمع البيان از شيخ طوسى پيروى نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير تبيان ، چاپ نجف 9 / 291 .