در صورتى كه در اين مورد اصلًا چنين روايتى وجود ندارد .
اتفاقاً خود شيخ طوسى در كتاب « مبسوط » بصراحت ، نظريهء مشهور را تأييد نموده و مىگويد : دربارهء هر اسيرى كه پس از خاموش شدن آتش جنگ به دست مسلمانان بيفتد ، امام مخير است كه به دو منت بگذارد و بلاعوض آزاد كند يا بعنوان برده نگهدارد و يا در مقابل فديه آزادش كند ، بنا به روايت اصحاب ما ، امام نمىتواند او را بكشد . « 1 »
و باز وى در باب « فَىْء و تقسيم غنائم » كتاب « خلاف » در ضمن مسئله هفدهم بر اين نظريه ادعاى اجماع علما و اخبار نموده است .
اين است كه ما احتمال مىدهيم ، جملهء « ضرب الرّقاب » و جواز كشتن اسيران جنگى در عبارت اولى شيخ طوسى در كتاب « تبيان » اشتباه قلمى بوده و مرحوم « طبرسى » هم بدون مراجعه و تحقيق همين مطلب را تعقيب نموده است ، زيرا اين نظريه هم خلاف مشهور و بلكه خلاف اجماع علما و دلائل ديگر است و هم مخالف با گفتار خود شيخ طوسى است ، در كتابهاى ديگرش .
از كسانى كه به همين نظريه صريحاً ادعاى اجماع نمودهاند يكى هم مرحوم « علامه » است ، در دو كتاب خود « منتهى » و « تذكره » در باب جهاد ، بخش احكام اسيران جنگى .
نظريات ديگرى در آيه شريفه
نظريه علماى شيعه و بعضى از علماى اهل تسنن ( ضحاك و عطا و حسن ) را دربارهء آيهء مورد بحث شناختيد ولى اكثر علماى اهل سنت در اين آيه نظريات ديگرى دارند كه در اين جا مىآوريم و به پاسخ آنها مىپردازيم :
هامش
( 1 ) . مبسوط كتاب الجهاد ، فصل فى اصناف الكفار و كيفيهء قتالهم .