تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
1 . قتل در صورت دستگيرى در حالت جنگ . 2 . عفو در صورت اسلام پذيرفتن . 3 . اسارت بعد از جنگ و پيروزى . و بعد از اسارت نيز پيشواى مسلمانان مىتواند او را : 1 . به عنوان برده تحويل مسلمانان دهد . 2 . و يا سربها و فديه بگيرد و آزادش كند . 3 . و يا بزرگوارى نموده و بدون عوض آزاد نمايد . اين بود خلاصهء احكام كافرى كه با مسلمانان سر جنگ دارد و همهء اين احكام در اسلام ، قطعى و در ميان علماى اسلام اجماعى و مورد اتفاق است و هيچ اختلافى در آن وجود ندارد و اگر احياناً اختلافى هم ديده شده ، شاذ و غير قابل اعتنا است چنان كه بعداً روشن خواهد گرديد . همهء آنچه گفته شد ، مستقيماً از خود آيهء شريفه استفاده مىشود زيرا اين آيه حكم كافر آماده به جنگ را با جمله « ضَرْبَ الرّقابِ » ، كشتن و گردن زدن قرار داده است و حكم برده گرفتن كافر را نيز كه پس از پايان جنگ و پيروزى كامل مسلمانان ، دستگير شده باشد ، با جمله « شَدُّ الْوَثاقِ » بيان كرده ، استرقاق و برده گرفتن را براى آنان معين نموده است و در صورت آزاد كردن نيز جمله « مَنَّ وَ فَدا » سر بها و عوض گرفتن و يا بدون عوض ، آزاد كردن هر دو را تجويز نموده است . با اين توضيح معلوم مىگردد : منظور از « شَدُّ الوَثاق » - كه موضوع دو حكم قبلى يعنى آزاد كردن با گرفتن سربها و بدون گرفتن سربها مىباشد - همان استرقاق و برده گرفتن است . زيرا « شد الوثاق » از استقلال انداختن دشمن را مىگويند و اين معنى هم با برده‌گرفتن كه در واقع ، گرفتن آزادى شخص است ، بسيار متناسب است و اگر « شد الوثاق » در آيه به معناى استرقاق نباشد بلكه يك معناى عمومى و كلىترى از