در پاسخ اين گفتار و پندار مىگوييم : كه اين تصور هم بسيار بىاساس است زيرا خود آيه مستى را با جملهء : حتى تعلموا ما تقولون « 1 » ، بيان مىكند كه منظور از آن ، همان مرحله از مستى است كه شخص با داشتن آن ، درك و شعور خود را از دست بدهد .
تكليفى كه در اين آيهء به افراد مست متوجه مىباشد ، با فقدان عقل و شعور منافات ندارد زيرا انجام دادن نماز در چنين حالتى گرچه مقدور نيست ، ولى فقدان اين شعور چون با اختيار خود مكلف حاصل شده ، بدين جهت نهى و توجه دادن به تكليف در اين حال اشكالى ندارد ، چون « الممتنع بالاختيار لا ينا فى الاختيار » : هر عملى كه با اختيار خود انسان دغير قابل عمل باشد ، از نظر عقل با صحت تكليف و عقاب منافاتى ندارد .
بنابراين هيچگونه اشكال و مانعى نيست كه چنين شخصى از چنين نمازى نهى شود و تكليف به او متوجه شود و امثال اينگونه تكليفها در شرع اسلام فراوان است كه آنها را « حرمت تكليفى » مىنامند و گاهى هم منظور از آنها « حرمت وضعى » است ، يعنى جهت ارشاد و بيان فساد و بطلان نماز نهى صادر شده است و منظور آن ، بطلان نماز در حال مستى است .
كوتاه سخن اينكه : منظور از مستى در اين آيه همان مستى عقل برانداز و غفلتانگيز است كه هميشه موجب بطلان نماز خواهد بود و بر هر مكلفى فرض و واجب است كه از فراهم آوردن مقدمات اين حالت خوددارى كند و در چنين حالتى نماز نخواند . اين حكمى است ثابت و غير قابل فسخ . بنابراين هيچ دليل بر وقوع نسخ در آيه مورد بحث وجود ندارد و حكم آيه پابرجا و به قوت خود باقى است .
هامش
( 1 ) . « تا بفهميد كه چه مىگوييد . » نساء : 43