نقش اعجاز در اثبات نبوت
چون اعجاز شكستن قوانين طبيعت و انتخاب مسيرى بر خلاف مجراى عمومى عالم آفرينش است ، نمىتواند بدون اذن و عنايت خاص پروردگار از كسى به وقوع بپيوندد و تا قدرت و نيروى غيبى و خدايى در كار نباشد وقوع چنين عمل غير طبيعى از هيچكس امكانپذير نخواهد بود .
بنابراين ، اگر كسى ادعاى نبوت كند و خدا هم از وى پشتبانى نموده ، با سلاح معجزه مجهزش سازد ، در اينصورت مردم را بهسوى جهل و گمراهى سوق داده ، باطل را ترويج و تصديق نموده است و اين عمل نسبت به ساحت قدس خداى حكيم محال و غيرممكن مىنمايد و هرگز از وى صادر نخواهد شد .
پس اگر معجزهاى در دست كسى ظاهر شود ، دليل بر صدق گفتار وى و كاشف از اذن حق است و اين يك حقيقت روشن و قانون كلى و مسلمى است كه خردمندان در امور مهم بر آن تكيه مىكنند و شك و ترديدى به خود راه نمىدهند .
مثلًا : اگر كسى از ناحيهء سلطان و پادشاهى ، ادعاى منصبى كند كه مربوط به امور وشئون رعيت باشد و مردم ادعاى او را با شك و ترديد تلقى كنند ، بر او لازم است ، براى اثبات ادعاى خويش سند و دليلى بياورد و اين شك و ترديد را از دل مردم بزدايد و موقعيت خويش را در ميانشان مستحكم سازد .
پس اگر همين مدعى نمايندگى در اثبات صدق گفتار و ادعايش چنين بگويد كه : من همين فردا مورد محبت و عنايت خاص پادشاه قرار خواهم گرفت و او مرا با يك تحفهء خاص و شاهانهاى كه به ساير سفرا و نمايندگان اهدا مىكند مفتخر خواهد نمود و از طرف ديگر پادشاه هم از آنچه در ميان رعيت و آن شخص واقع گرديده ، كاملًا بااطلاع باشد و با اين حال در همان روز معين او را با آن هديهء خاص مفتخر نمايد ، اين عمل از آن پادشاه تصديق و تأييد
نمايندگى آن شخص مىباشد بهطورىكه هيچ عاقل و دانايى نمىتواند او را به دروغ و خلاف گويى حمل نمايد زيرا بر
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٣