خداوند توانا راهى ندارد .
بنابراين ، بر خداست كه براى تأمين سعادت و تكامل بشر تكاليف و قوانينى مقرر بدارد و آنها را به اطلاع بشر برساند .
از آنچه بهعنوان مقدمهء اول يادآورى شد ، چنين استفاده مىشود كه خداوند بايد براى بشر تكاليف و قوانينى مقرر بدارد و او را در مسير تكامل و سعادت راهنمايى كند . ولى روشن است كه اين تكاليف الهى بايد بهوسيلهء يك فرد از افراد بشر براى آنان ابلاغ گردد و اين فرد كه پيامبر ناميده مىشود و افراد ديگر بشر را با وظايف و تكاليفى كه خداوند در راه تكامل و هدايت آنان مقرر داشته است ، آشنا سازد تا حجت خدا بر آنان تمام گردد و هر كس از روى برهان و دليل يكى از دو راه سعادت و يا هلاكت را انتخاب كند . اين است معناى آنچه قرآن مىگويد :
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَهءٍ وَ يَحْيَى مَنْ حَىَّ عَنْ بَيِّنَهءٍ » . ( انفال / 42 )
و اين هم روشن است كه پيامبرى و سفارت الهى مقام و منصبى است بس و بزرگ و باعظمت كه افراد زيادى چشم طمع بر آن دوخته و آرزوى رسيدن بر چنين مقامى را - - گرچه از روى دروغ و حيله - - در مغز خود مىپرورانند .
اين است كه بايد مدعى اين مقام براى اثبات ادعاى خود شاهد و گواه روشنى ارائه دهد و شيادان و مدعيان دروغگو و گمراهكننده نتواند ، از اين مقام سوءاستفاده نموده ، در لباس مدعيان واقعى و راهنمايان حقيقى ، خودنمايى كنند .
اين شاهد و گواه نيز نمىتواند از كارها و اعمال عادى باشد كه ديگران هم بتوانند نظير آن را بياورند و ادعاى دروغينشان را ثابت نمايند و حق جلوه دهند .
بنابراين ، بايد اين شاهد و گواه از اعمالى باشد كه نواميس و قوانين طبيعت را درهم شكند و بر خلاف مسير عادى و طبيعى جريان يابد و ديگران را از آوردن چنين گواه و شاهدى ، ناتوان سازد . اينگونه اعمال خارقالعاده را كه تنها پشتوانه و شاهد پيامبرى و نبوت است « معجزه » و انجام دادن آن را « اعجاز » مىنامند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٢