ى
ك پادشاه عاقل و توانا كه علاقهمند به حفظ مصالح رعيت خويش مىباشد ، بسيار قبيح و مستهجن است كه مرد دروغگو و حقهبازى را با اطلاع از حقهبازى وى ، تصديق و تأييد كند و دست او را در فساد و خرابكارى باز بگذارد و در مسير حقهبازى و شيادى كمك و پشتبانى او باشد .
عملى كه دربارهء بشر عاقل قابلقبول نباشد ، دربارهء خداوند حكيم مطلق به هيچوجه ممكن و قابلقبول نخواهد بود و در قرآن مجيد نيز به همين موضوع اشاره شده است ، آنجاكه مىگويد :
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ » ( 69 / 46 - 44 )
« اگر او ( پيغمبر ) سخنى دروغ بر ما مىبست ما او را با قدرت مىگرفتيم . سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم » .
منظور آيه اين است « محمّد » ى كه ما نبوتش را تأييد نموديم و معجزههايى در دست وى ظاهر ساختيم ؛ نمىتواند مطالبى را از پيش خود به ما نسبت دهد و اگر بهفرض محال چنين عملى از وى سر زند ، با قدرت خويش رگ زندگانيش را قطع مىكنيم و دمار از روزگارش مىآوريم . چه آنكه سكوت ما در برابر گفتارهاى باطل ، امضاى باطل و راه دادن مطالب بىاساس در دين و آيين حق و هدايت است . بر ماست كه شريعت و قانون خود را از دروغها و مطلب بىاساس حفظ كنيم و همانند مرحلهء حدوث و ايجاد ، در مرحلهء بقا نيز ناظر و پشتيبان آن باشيم .
* * * سخنى با اشاعره :
بايد توجه داشت كه معجزه در نزد كسانى مىتواند دليل و گواه نبوت باشد كه به حسن عقلى معتقد باشند و در اين مرحله ، حكومت عقل را بپذيرند .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: السيد الخوئي
ص٦٤