تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
آنكه به حكم عقل يا به نقل مسلم ، كذب و بطلان ادعاى وى روشن گرديده ، ديگر بر خدا لازم نيست كه عمل او را باطل و ناحق بودن وى را روشن و برملا سازد . 4 - شرط ديگر اعجاز اين است كه : عمل خارق‌العاده ، گواه بر صدق مدعا باشد نه گواه بر كذب او و اگر كسى منصبى را از ناحيهء خداوند ادعا كند و سپس عملى انجام دهد كه ديگران از انجام دادن آن عمل عاجز و ناتوان باشند ، درصورتىكه اين عمل شاهد و دليل بر كذب و دروغ وى گردد ، معجزه ناميده نمىشود . مثلًا : نقل گرديده است « مسيلمه » كه ادعاى نبوت مىنمود به‌عنوان اعجاز آب دهان خود را به چاه كم‌آبى انداخت كه آب آن فزون‌تر شود ولى نتيجه معكوس مشاهده گرديد و آب چاه به‌طور كلى خشك شد و دستش را بر سر عده‌اى از كودكان خاندان حنيفه كشيد و كام عد ديگرى را برداشت ، گروه اول به عارضهء كچلى و گروه دوم به لكنت زبان مبتلا گرديدند . « 1 » در اين صورت هم كه عمل شخص ، دروغ و بطلان ادعاى او را روشن و برملا مىسازد ، بر خدا لازم نيست كه بطلان عمل و دروغ وى را از راه ديگر آشكار كند . 5 - پنجمين شرط اعجاز اين است كه بايد به هيچ‌يك از علوم و فنون و هنرهاى دقيق نظرى و يا تردستى متكى نبوده ، قابل تعليم و تعلم نباشد و اگر كسى عملى انجام دهد كه به يكى از علوم و فنون متكى باشد ، چنين عملى را نتوان معجزه ناميد ، گرچه ديگران از انجام آن عاجز و ناتوان بوده ، شرايط ديگر اعجاز را دارا باشد . مثلًا : اعمال خارق‌العاده‌اى كه از جادوگران ، شعبده‌بازان و از كسانى كه به برخى از اسرار و رموز دقيق علمى و يا هنرى و صنعتى آشنايى دارند ، سرمىزند . چنين اعمال خارق‌العاده ، معجزه ناميده نمىشود و بر خداوند لازم نيست كه اين‌گونه اعمال را باطل نموده ، افرادى را كه براى اثبات ادعاى دروغينشان به آن‌ها
هامش
( 1 ) . كامل ابن‌اثير 2 / 138 .