تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
است نه حفظى . چنان‌كه اگر كسى در تاريخ زندگى پيامبر و ياران آن بزرگوار دقت كند ، براى وى اين حقيقت كاملًا روشن و ثابت مىشود كه در زمان خود آن حضرت قرآن جمع‌آورى شده بود و تعداد گردآورندگان آن هم كم نبوده است . و روايت بخارى از انس كه گردآورندگان قرآن را در عصر پيامبر تنها چهار نفر معرفى مىكند ، روايت درست و قابل قبولى نيست ، زيرا : اولًا : با روايت‌هاى گذشته ، مخصوصاً با روايت ديگر بخارى كه گردآورندگان را بيش از چهار نفر معرفى مىكند ، سازش ندارد . وثانياً : راوى از كجا به‌دست آورده كه در هنگام درگذشت پيامبر جز چهار نفر كسى ديگر قرآن را جمع‌آورى نكرده بود ؟ او چگونه توانست كه به اوضاع و احوال تمام مسلمانان كه در شهرهاى مختلف اسلامى پراكنده بودند ، احاطه داشته باشد و از ميان آنان تنها 4 نفر را از حافظ قرآن معرفى كند ؟ كسانىكه قرآن را جمع‌آورى كرده بودند ، به چهار تن منحصر سازد ؟ اين گفتار به حدس و تخمين و گزافه‌گويى نزديك‌تر است تا به تحقيق و حقيقت‌گويى . نتيجهء گفتار اينكه : با در دست داشتن چنين روايت‌هايى كه جمع‌آورى قرآن را تا به دوران خود پيامبر و اولين روزهاى نزول قرآن پيش مىبرد ، چگونه مىتوان پذيرفت كه قرآن بعد از پيامبر اكرم به‌وسيلهء ابوبكر و يا افراد ديگر جمع‌آورى شده است و چگونه مىتوان ابوبكر را نخستين كسى دانست كه در دوران خلافتش قرآن را جمع‌آورى نموده است ؟ اگر اين نظريه و گفتار را بپذيريم ، ايراد ديگرى نيز پيش مىآيد و آن اينكه ابوبكر چرا به « عمر » و « زيد بن ثابت » مأموريت داد كه آيات را از ورق‌پاره‌ها و تخته‌ها و از سينه‌هاى مردم جمع‌آورى كنند ، اما به عبدالله بن مسعود و معاذ و ابىّ