نتيج عقيده به تحريف : از همهء آنچه گفته شد ، چنين به دست مىآيد كه نتيجهء عقيده به تحريف اين است كه قرآن از حجيت و مدركيت ساقط شود و در اين صورت به معناى ظاهرى آن استناد و تمسك نمودن ، صحيح نمىباشد .
در عدم حجيت قرآن عقيده به تحريف مستقيماًو به تنهايى كفايت مىكند و هيچگونه احتياجى نيست كه براى اثبات آن « علم اجمالى » را پيش بكشيم و بگوييم : دراثر تحريف « علم اجمالى » « 1 » به اختلاف و بر هم خوردن ظواهر پارهاى از آيات براى ما حاصل مىشود و وجود اين علم اجمالى است كه قرآن را از حجيت ساقط مىكند زيرا اگر براى اثبات عدم حجيت ظواهر قرَآن درصورت تحريف از راه علم اجمالى وارد شويم ، در جواب خواهند گفت كه :
اولًا : وقوع تحريف در قرآن سبب علم اجمالى به اختلاف و برهم خوردن ظواهر آيات نمىشود .
ثانياً : اين علم اجمالى بىاثر بوده ، تكليفآور نمىباشد كه مانع از استدلال و تمسك به ظواهر آيات قرآن گردد زيرا علم اجمالى در صورتى مؤثر و تكلفآور خواهد بود كه تمام اطراف علم اجمالى مورد ابتلا و عمل باشد و اگر يك طرف آن مورد ابتلا نباشد ، منجز و تكلفآور نخواهد بود و در اينجا « علم اجمالى » به برهم خوردن ظواهر آيات قرآن در ميان آيات احكام و غير آيات احكام دور مىزند و چون آيات غير احكام مورد عمل و ابتلا نمىباشند ، اين است كه اين علم اجمالى مؤثر و تكليفآور نخواهد بود .
پندارى و پاسخى
گاهى طرفداران تحريف چنين مىپندارند كه حجيت قرآن با عقيده به تحريف
هامش
( 1 ) . علمى است كه در ميان دو يا چند چيز بدون تعيين ، دور مىزند .