اسلامى نتواند به قرآن تمسك جويد و از آن پيروى كند زيرا درصورت تحريف ، قسمتى از قرآن از بين رفته و از حجيت و مدرك بودن ساقط شده است ، در صورتى كه وجوب تبعيت از قرآن و تمسك به آنكه صريح اخبار ثقلين است تا روز قيامت باقى و پابرجاست .
از اينجا كشف مىكنيم و بر ما يقين حاصل مىشود كه قول به تحريف باطل و قابل اعتبار نمىباشد .
توضيح اينكه : روايات « ثقلين » بر اقتران و همدوش بودن عترت و كتاب و بر بقاى آن دو ، تا روز رستاخيز دلالت مىكند .
بنابراين بايد ، هم شخصى از افراد عترت تا روز قيامت پيوسته در ميان مردم باشد و هم قرآن ، تا هر دو براى هميشه و تا رستاخيز ، قرين و همدوش و پشتوانهء يكديگر ، هادى و راهنماى امت باشند تا در روز قيامت به پيشگاه پيامبر وارد شوند .
آرى ، بايد آن دو در جامعه با هم وجود داشته باشند تا همانطور كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين احاديث اشاره فرموده است ، تبعيت از آنها موجب هدايت و سعادت امت اسلامى شده ، مسلمانان را از ضلالت و گمراهى ، تاريكى و
بدبختى مصون و محفوظ بدارد .
اين نيز روشن است كه تمسك به عترت و تبعيت از آنان با دوست داشتن آنان و پيروى نمودن از راه ، روش و دستوراتشان خواهد بود .
و اينگونه تبعيت و پيروى نيز موقوف و وابسته به درك حضور و ديدن خود امام و به سخن گفتن با وى نمىباشد زيرا درك كردن خود امام براى همهء افراد در زمان حضور خود امام هم ممكن نبود تا چه رسد به دوران غيبت وى .
آنچه كه مىگويند : در زمان غيبت نيز بايد لااقل عدهء مخصوص و معينى به حضور امام راه يافته و با وى ارتباط داشته باشند . گفتارى است بىاساس و ادعايى است بدون دليل زيرا پيروى نمودن از گفتار و روش امام يك نوع ارتباطى است كه
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: السيد الخوئي
ص٣٢٩