مصاديق و اقسام بطلان را كه به قرآن راه ندارد ، بيان مىكنند و مخصوصاً اگر روايات ديگرى را « 1 » كه بر عموميت و وسعت معانى قرآ از نظر مفهوم و زمان و مكان دلالت دارند ، در نظر بگيريم ، حقيقت كاملًا روشن مىشود كه منظور آى شريفه اين است كه قرآن در تمام اعصار و قرون از هر نوع بطلان و از تحريف كه يكى از روشنترين و بارزترين اقسام و مصاديق بطلان است ، به دور و منزه و پاك است .
گواه اينكه : تحريف از مصاديق و اقسام باطل ساختن چيزى است و قرآن آن را از ساحت خودش نفى نموده است ، اين است كه : همين آيهء شريفه ، قرآن را با عزت و غلبه و پيروزى توصيف نموده است و لازمه و مقتضاى غلبه و پيروزى و عزت هر چيز ، به اين است كه از تغيير و ضايع شدن و از دست دادن حقيقت هويّت خويش مصون و محفوظ باشد ولى اگر بگوييم كه منظور از بطلان در آى كريمه فقط تناقض و كذب است ، اين معنى با عزت و پيروزى كه قرآن با آن توصيف شده است ، تناسبى ندارد و نمىتواند معناى صحيح و زندهاى براى اين آيه باشد .
هامش
( 1 ) . قسمتى از اين روايات را در بخش « فضيلت قرآن » آوردهايم ، به آنجا مراجعه شود .