از جمله : بعضى از آنها دلالت دارد بر اينكه پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) با راهنمايى ميكائيل از جبرئيل درخواست مىنمود كه خواندن قرآن تنها به يك حرف منحصر نباشد ، براى وسعت و راحتى امت و روشهاى ديگرى نيز تجويز شود ولى بعضى ديگر دلالت مىكند بر اينكه جبرئيل بدون راهنمايى ميكائيل و بدون درخواست پيامبر ، خود به آسمان بالا مىرفت و رخصت مىآورد و اين عمل را تكرار نمود تا براى خواندن قرآن با هفت حرف رخصت صادر شد .
تناقض ديگر اينكه : بعضى از اين روايتها مىرساند كه ابى وارد مسجد گرديد مردى را ديد كه بر خلاف او قرآن مىخواند و بعضى ديگر دلالت مىكنند بر اينكه : ابىّ در مسجد بوده ، دو نفر وارد شدند و بر خلاف قرائت او خواندهاند .
تناقض سوم در اينجا است كه : پاسخ پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) دربارهء اختلاف قرائتها ، مختلف مىباشد كه اين پاسخ در هر روايتى به يك نوع بيان گرديده است .
3 - دليل سوم بر ضعف اين روايتها عدم تناسب جوابها با سؤالات است ، چنانكه در روايت ابن مسعود مىخوانيم كه در تعداد آيات سوره اختلاف و گفتگو شد ، به حضور رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) شرفياب شدند و حقيقت را از وى پرسيدند ، على ( عليه السلام ) با اشاره و فرمان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : همانطور كه قرائت را فراگرفتهايد ، بخوانيد . در صورتى كه اين پاسخ با عدد آيهها كه مورد سؤال بود هيچگونه ارتباط و تماسى ندارد .
4 - در اينجا بايد اين جمله را نيز اضافه كنيم كه نازل شدن قرآن با حروف هفتگانه ، مفهوم و معناى معقول و محصلى ندارد و يك معناى قطعى و صحيحى را به روشنى براى ما نشان نمىدهد . مطلبى با اين اهميت ، آنهم دربارهء قرآن ، اگر بر پايهء صحت و واقعيت استوار بود ، بدينگونه مجمل و پيچيده و بهصورت يك معماى غير قابل درك ، مطرح نمىشود .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٨٠