تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
حجيت خبر واحد را ثابت مىكنند ، حجيت اين قرائت‌ها را نيز ثابت مىنمايند . بنابراين ، عمل نمودن بر طبق اين قرائت‌ها ، پيروى نمودن از دليل شرعى است و از باب « ورود » يا « حكومت » و « تخصيص » از مقول عمل به ظن خارج مىشود . « 1 » پاسخ : اولًا روايت بودن قرائت‌ها ثابت نيست تا دلايل اثبات حجيت خبر واحد حجيت آن‌ها را نيز ثابت نمايد زيرا چنان‌كه قبلًا گفتيم ، احتمال دارد كه اين قرائت‌ها يك نوع اجتهاد و اظهار عقيده باشد كه از ناحيهء خود قاريان به عمل آمده است . و آنچه قبلًا نقل نموديم كه بعضى از علما به اين مطلب تصريح كرده‌اند ، اين احتمال را تأييد مىكند . و اگر سبب اختلاف قاريان را كه خالى بودن قرآن‌ها از نقطه و حركت بوده است در نظر بگيريم ، احتمال اجتهاد قاريان بيشتر تقويت مىشود چنان‌كه ابن ابى هاشم مىگويد : منشأ اختلاف قاريان در قرائت ، اين بود كه قرآن‌ها به‌وسيلهء اصحاب و ياران پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به نقاط مختلف فرستاده مىشد و مردم هر نقطه و منطق قرآن را كه خالى از نقطه و حركت بود ، به‌وسيلهء همان صحابى فرامىگرفتند و آن چه را هم كه سينه به سينه و با شنيدن ياد مىگرفتند ، درصورت موافقت با خط قرآن موجود بدان عمل مىكردند و درصورت مخالفت ، آن را ترك مىنمودند و بدين‌گونه سليقه‌هاى مختلف به كار افتاد و از اينجا درميان قاريان شهرهاى مختلف از نظر قرائت و تلفظ كلمات ، اختلاف به‌وجود آمد . « 2 » زرقانى مىگويد : علماى صدر اسلام چون در محفوظ بودن قرآن به همين صورت كه نوشته شده بود ، مىكوشيدند ، بدين‌جهت از نقطه و اعراب‌گذارى در قرآن خوددارى مىنمودند و آن را مكروه مىداشتند كه در اثر اين عمل ، تغييرى در
هامش
( 1 ) . مفهوم هر يك از اين اصطلاحات را مؤلف ( رحمهء الله عليه ) ، در ضمن « مبحث تعادل و تراجيح » كه چاپ و منتشر شده ، توضيح داده است ( 2 ) . تبيان : 86 .