تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
سوره و لفظى كه قرآن بودن آن ثابت نگرديده ، كافى نيست و در موردى كه انسان يقين كند كه تكليف بر وى متوجه مىباشد بايد آن را به‌طورى به‌جا بياورد كه عقلًا به اطاعت امر و سقوط تكليف يقين نمايد . بنابراين بايد يا به تعداد قرائت‌هاى مختلف نماز را چند بار خواند يا در يك نماز همان كلمهء مورد اختلاف را به شمارهء قرائت‌هاى مختلف تكرار نمود تا اطاعت قطعى به سقوط تكليف حاصل آيد ، مثلًا در سورهء فاتحه بايد هم « مالك » و هم « ملك » را خواند تا يقين بر فراغ ذمه حاصل شود . و اما دربارهء سوره‌اى كه در نماز بعد از سور حمد خوانده مىشود ، بنابر آنچه گفتيم بايد سوره‌اى باشد كه در آن اختلاف قرائت نباشد و يا بايد كلمهء مورد اختلاف را به تعداد موارد اختلاف تكرار نمود . اين بود خلاصهء آنچه از قاعدهء اولى استفاده مىشود . نظر ما : و اما از نظر ائمهء معصومين ( عليهم السّلام ) ، خواندن نماز با هريك از قرائت‌هايى كه در زمان ائمه ( عليهم السلام ) معروف بود ، در نماز كفايت مىكند زيرا آنان شيعيانشان را در خواندن نماز با هريك از آن‌قرائت‌ها تأييد مىنمودند و مىگفتند : « همان‌طور كه ياد گرفته‌ايد ، بخوانيد . » و گاهى مىفرمودند : « تو نيز با قرائتى كه مردم مىخوانند ، بخوان » « 1 » و در هيچ روايتى نيامده است كه ائمه ( عليهم السلام ) بعضى از اين قرائت‌ها را منع نموده باشند و اگر از ناحيهء ايشان رد و انكارى صادر مىگرديد ، مسلماً به‌طور متواتر و يا حداقل با خبر واحد به‌دست ما مىرسيد . از اين گفتار به‌طور خلاصه چنين برمىآيد كه : منحصر نمودن جواز صحت نماز تنها به قرائت‌هاى هفتگانه و دهگانه معنا و مفهوم ندارد بلكه با هر قرائتى مىتوان نماز را به‌جا آورد ولى به آن شرط كه آن قرائت شاذ و غير معروف و يا جعلى و ساختگى نباشد و به‌وسيلهء افرادى كه وثاقت و اعتبار آنان در نزد هيچ‌يك از علما ثابت نشده است ، نقل نشود .
هامش
( 1 ) . كافى ، باب النوادر ، كتاب فضل القرآن .