غيرطبيعى بهدست آيد ، مىتواند دليل بر صدق مدعى نبوت گردد ولى خواستهء مشركين آن نبود ، بلكه آنان چنين مىپنداشتند كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بايد از راه عادى نه از راه غيرطبيعى داراى ثروت و امكانات مالى فوقالعاده باشد و مقام نبوت نبايد به افراد فقير و بىچيز محول گردد .
قرآن مجيد تصور آنان را در اين مورد چنين بيان مىكند :
« وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ » ( زخرف / 31 )
« مشركان گفتند : چرا اين قرآن بر يك مرد بزرگ ( ثروتمند ) كه از دو شهر مكّه يا طائف باشد ، نازل نگرديد . »
روى اين عقيده و تصور واهى بود كه از پيامبر گرامى ( صلىالله عليه وآله و سلم ) درخواست مىنمودند كه داراى ثروت و مكنت بوده و امتيازات مالى بر ديگران داشته باشد .
شاهد ديگر بر گفتار ما اين است كه آنها خواستهء خود را مقيد مىساختند كه بايد پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فقط داراى باغ و خانهء طلايى باشد و معجزات ديگر را قبول نمىكردند و اگر هدف آنان اين بود كه اين امور بهصورت اعجاز و بهطور غيرطبيعى انجام گيرد و شاهد بر نبوت وى گردد ، در اين صورت اين شرطبندىها و سختگيرىها و شرايط دور و دراز مفهومى نداشت زيرا ايجاد يك حبّه انگور و يا يك مثقال طلا در معجزه بودن كفايت مىكند و همان امر غير طبيعى مىتواند دليلى بر صدق نبوت باشد و نيازى به ايجاد باغ و خانهء طلايى نبود .
و اما آنان كه مىگفتند : چشمهاى از زمين براى ما جارى كن ! آنان براى خود چشمهاى نمىخواستند بلكه منظورشان اين بود كه به خاطر درخواست ما براى خودت چشمهاى جارى كن تا توانگر بوده و برازندهء مقام نبوت باشى .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: السيد الخوئي
ص١٩٩